تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
ترجمه :

تشابه ساير صيغ انشاء با مادّه و صيغه امر

و همچنين است حال در ساير صيغ انشاء و جملات خبريّه ، چه آنكه در نفس غير از صفات معروفه‌اى كه به نفس قيام دارند از قبيل ترجّى و تمنّى و علم و غير اين‌ها صفت ديگرى كه در نفس قائم بوده و لفظ برآن دلالت داشته باشد وجود ندارد و چنانچه برخى چنين پنداشته و به صفتى غير از صفات معروفه در نفس قائل شده‌اند و براى مسلك خويش به قول شاعر تمسّك كرده‌اند كه گفته است : انّ الكلام لفى الفؤاد و انّما الخ . يعنى كلام در نفس بوده و زبان بر كلام در نفس دليل و برهان قرار داده شده است .

تحرير و شرح

مرحوم مصنّف در اين عبارات تعريضا و كناية به تضعيف مذهب فاسد اشاعره خذلهم اللّه پرداخته و حاصل فرموده ايشان اينست : غير از صفات معروف و مشهورى كه قائم به نفس هستند از قبيل ترجّى و تمنّى و علم و استفهام و غير اين‌ها همچون طلب و اراده صفتى زائد وجود ندارد ازاين‌رو حال ساير صيغ انشائى نظير صيغه ترجّى و تمنّى و استفهام و مدح و ذمّ و امثال و اشباه اين‌ها همچون صيغه امر بوده كه دلالت بر طلب و اراده دارد ، بنابراين مقاله‌اى كه از اشاعره در دست است و در طىّ آن گفته‌اند : غير از صفات معروف از قبيل ترجّى و تمنّى و صفات مذكوره ديگر صفتى غير از تمام اين‌ها در نفس بوده كه نه از مقوله اخبار بوده و نه از سنخ انشاء ، نه علم است و نه اراده ، بلكه به آن كلام گفته و بكلام نفسى موسوم
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 485 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى