اراده حقيقى همان معناى قائم به ذات بوده كه عبارتست از حقيقت تمايل و نزوع .
با ذكر اين مقدّمه كوتاه اكنون بشرح مرام مصنّف ( ره ) مىپردازيم .
حاصل فرموده ايشان در اين مقام اينست كه :
اينكه در جهت قبلى گفتيم معناى امر طلب است ظاهرا مقصود طلب حقيقى كه بحمل شايع طلب را برآن حمل مىكنند نبوده بلكه مراد طلب انشائى است فلذا نمىتوان بحمل مزبور طلب را بر اين قسم بطور مطلق و بدون قيد حمل كرد بلكه الزاما در صحّت حملش قيد « انشائى » مورد نياز و احتياج است فلذا هرگاه بگويند :
امر دلالت بر طلب دارد مقصودشان از طلب ، همان طلب انشائى است نه طلب حقيقى به معناى نفس رغبت و خواسته نهانى .
فلذا بايد بگوئيم در مقام استعمال نيز لازم است وقتى مىگويند امر دلالت بر طلب دارد بايد قيد انشائى را دنبال طلب بياورند اگرچه اطلاق اين كلمه به ملاحظه كثرت استعمال طلب در طلب انشائى به همين قسم از طلب منصرف مىباشد .
فرق بين طلب و اراده
از نظر مرحوم مصنّف بين طلب و اراده هيچ فرقى بحسب واقع وجود ندارد بلكه تنها فرقى كه ايشان بين اين دو قائل هستند اينست كه :
هرگاه لفظ « طلب » بدون قيد و بطور مطلق القاء و استعمال مىشود منصرف به طلب انشائى بوده و از آن نمىتوان طلب حقيقى را مراد دانست .
ولى در لفظ « اراده » امر به عكس است يعنى هروقت آن را بدون قيد و بطور مطلق مىگويند منصرف به اراده حقيقى است نه انشائى .
و با قطع نظر از اين جهت هيچ فرق ديگرى بين آنها نبوده بلكه بحسب واقع اين دو متّحد و يكى مىباشند ولى اين مقدار فرق بين اين دو موجب