مقصود از طلب مفهومى معناى طلب و امر كلّى است كه سه قسم ديگر جملگى از افراد آن مىباشند ازاينرو بين اين قسم از طلب و سه قسم ديگر عامّ و خاصّ مطلق است .
و مراد از طلب انشائى ايجاد طلب به واسطه اسباب در خارج مىباشد اعمّ از آنكه سبب ايجاد آن صيغه امر بوده و يا مادّه طلب و يا غير آن باشد و نيز در ايجاد آن فرقى نيست بين آنكه داعى بر ايجادش تهديد بوده و يا طلب و يا غير اين دو از دواعى ديگر باشد .
و منظور از طلب حقيقى همان نفس رغبت و خواسته نهانى طالب است كه قائم بوى مىباشد اعمّ از آنكه بسببى از اسباب در خارج ايجاد صورى پيدا كرده يا مبرز و مظهرى نداشته باشد .
و غرض از طلب ذهنى همان طلب بقيد كلّيّت است چه آنكه مقيّد بما هو مقيّد غير از ذهن ظرف و وعاء ديگرى ندارد .
از تفسيرى كه براى اين اقسام نموديم به خوبى معلوم مىشود كه بين طلب انشائى و حقيقى عامّ و خاصّ من وجه است چه آنكه هر دو در يك مورد مجتمع و در دو مادّه با هم مفترق مىباشند .
امّا مادّه اجتماعشان در جائى است كه طالب به داعى طلب خواسته و رغبت خويش را به وسيله صيغه افعل يا مادّه طلب يا مبرز ديگرى اظهار كند مثلا آقا به بندهاش بگويد :
اكرم العلماء ( دانشمندان را حتما احسان و اكرام بنما ) .
و امّا موردى كه طلب انشائى بوده بدون طلب حقيقى ، آن در جائى است كه طالب از ديگرى امرى را بداعى تهديد يا تسخير و يا زجر و يا اشباه اين دواعى غير از رغبت و طلب نهانى بخواهد .
و امّا موردى كه طلب حقيقى بوده بدون طلب انشائى ، آن در جائى است كه طالب حقيقتا و واقعا امرى مطلوب و مرغوبش بوده ولى براى آن مبرز و مظهر نياورده و در خارج آن را به وسيله انشاء صورت نمىدهد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 475
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٧٥