بغيره عين الارادة الانشائيّة .
و بالجملة هما متّحدان مفهوما و انشاء و خارجا لا انّ الطّلب الانشائى الّذى هو المنصرف اليه اطلاقه كما عرفت متّحد مع الارادة الحقيقيّة الّتى ينصرف اليها اطلاقها ايضا ، ضرورة انّ المغايرة بينهما اظهر من الشّمس و ابين من الامس .
ترجمه :
تفصيل
بدان كه حقّ و واقع همانطورىكه اهل حقّ برآن هستند و طائفه معتزله نيز به آن قائل ولى گروه اشاعره با آن مخالف بوده اينست كه طلب و اراده با هم متّحد مىباشند يعنى لفظ هر دو در مقابل يك معنا وضع شده و آنچه در ازاء يكى از اين دو بوده در قبال ديگرى همان جعل و وضع شده است .
و طلبى كه بلفظ « طلب » يا به غير آن انشاء مىشود عين اراده انشائيّه مىباشد .
و خلاصه آنكه اين دو از نظر مفهوم و انشاء و خارج با يكديگر متّحد و يكسانند نه اينكه طلب انشائى كه اطلاق طلب به آن انصراف دارد با اراده حقيقيّهاى كه اطلاق اراده منصرف به آن است متّحد باشد چه آنكه بسى روشن و آشكار است كه مغايرت بين اين دو از خورشيد ظاهرتر و از زمان گذشته مسلّمتر مىباشد .
تحرير و شرح
حاصل فرموده مصنّف در اين مقام اينست كه :
طلب انشائى با اراده انشائيّه متّحد بوده و طلب حقيقى با اراده حقيقى يكى مىباشد نه آنكه طلب انشائى با اراده حقيقى اتّحاد داشته باشد چه آنكه تغاير و مغايرت اين دو با هم ضرورى و بديهى است .