ادّعاى اتّفاق بر عدم مغايرت ديگر نمود و قبلا بتفصيل بيان نموديم كه مغايرت اعتبارى ( يعنى بحسب مفهوم ) بين ذات و مبدأ وجود دارد .
تحرير و شرح
حاصل فرموده صاحب فصول در اين مقام چنين است :
به عقيده علماء حقّ يعنى دانشمندان شيعه صفات ذات در بارى تعالى عين ذات اقدسش مىباشند و چون در حمل تغاير بين موضوع و محمول باتّفاق ارباب علم لازم است لاجرم در حمل اينگونه صفات بر حقتعالى الزاما يا بايد قائل بنقل شده و بگوئيم صفات مزبور به معناى اصلى خود نيستند و از آن نقل داده شدهاند و يا بايد بمجاز متوسّل شويم .
و حاصل جوابى كه مرحوم مصنّف از اين كلام مىدهند اينست كه :
قبلا گفته شد در حمل مغايرت اعتبارى كفايت مىكند و مقصود از آن اينست كه موضوع و محمول همينقدر كه در مفهوم با هم تغاير داشتند كافيست اگرچه مصداقا و وجودا عين هم باشند .
و امّا اتّفاقى را كه ايشان بوى متمسّك شدهاند جوابش اينست كه :
اتّفاقى بر اعتبار تغاير غير اعتبارى و غير مفهومى قائم نشده است و به عبارت ديگر :
معقد اجماع و مورد اتّفاق صرفا تغاير بين موضوع و محمول است و امّا اينكه حتما تغاير بايد وجودى نيز باشد و مغايرت مفهومى كافى نيست بايد گفت چنين اتّفاقى وجود نداشته بلكه مىتوان مدّعى شد كه اتّفاق اصلا بر عدم اعتبار تغاير وجودى مىباشد .
و بهر تقدير مقدار تغايرى كه در مقام حمل معتبر است يعنى تغاير بحسب مفهوم بين ذات و مبادى صفات در حقتعالى وجود دارد چون در مثال اللّه عالم اگرچه عالم به معناى علم و آن عين ذات اقدسش مىباشد ولى اين عينيّت بحسب وجود بوده نه به لحاظ مفهوم چه آنكه مفهوم علم ظهور بالذّات و