من سائر اللّغات لا يصدق على من لم يكن متلبّسا بالمبادى و إن كان متلبّسا بها قبل الجرى و الانتساب و يصحّ سلبها عنه ، كيف و ما يضادّها بحسب ما ارتكز من معناها فى الاذهان يصدق عليه ، ضرورة صدق « القاعد » عليه فى حال تلبّسه بالقعود بعد انقضاء تلبّسه بالقيام ، مع وضوح التّضادّ بين « القاعد » و « القائم » بحسب ما ارتكز لهما من المعنى كما لا يخفى .
ترجمه :
استدلال مصنّف ( ره ) براى قول مختار
مصنّف ( ره ) مىفرمايد :
و بر قول مختار تبادر خصوص متلبّس به مبدأ در حال و صحّت سلب از ذاتى كه مبدأ از آن منقضى است همچون ذات متلبّس به مبدأ در استقبال دلالت مىكند چه آنكه واضح و روشن است مثل « قائم » و « ضارب » و « عالم » و اشباه و نظائر اينها از ساير لغات بر كسى كه به مبادى اين مشتقّات متلبّس نيست صادق نمىباشند اگرچه قبل از حمل به آنها تلبّس داشته بلكه مىتوان گفت مشتقّات يادشده را از غير متلبّس مىتوان سلب كرد ، چگونه نتوان اين عناوين را از غير متلبّس كرد و حال آنكه عناوين اضداد با اينها بسا بر غير متلبّس صادق است زيرا ضرورى و بديهى است شخص قائم پس از زوال قيام از وى و تلبّس او به قعود عنوان « قاعد » بر او صادق است كه بحسب آنچه در ذهن مرتكز است با « قائم » ضدّ مىباشد .
تحرير و شرح
حاصل فرموده مصنّف در اين مقام آنست كه :
دليل بر قول مختار دو امر مىباشد :
الف : تبادر خصوص متلبّس به مبدأ ، يعنى وقتى مىگويند زيد ضارب