تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
داده و گفته‌اند اگر مشتقّ محكوم عليه باشد بقاء مبدأ در آن معتبر نبوده ولى در صورتى كه محكوم به باشد معتبر است . مرحوم مصنّف مىفرماين : قبلا گفتيم كه هيچيك از اين تغاير و تفاوت‌ها نبايد منشا تفصيل شده و رأيى را به خودش اختصاص دهد و ان‌شاءالله در ضمن ادلّه‌اى كه بر قول مختار مىآوريم اين امر را كما هو حقّه اثبات مىنمائيم . سپس بقول مختار خود اشاره نموده و مىفرمايد : حقّ از نظر ما اينست كه مشتقّ حقيقت در خصوص متلبّس مىباشد و در اين قول متأخّرين از اصحاب و نيز اشاعره با ما موافق ولى متقدّمين و معتزله با آن مخالف هستند . قوله : الّا انّها حديث بين المتأخّرين : ضمير در « انّها » به اقوال راجع است . قوله : بعد ما كانت ذات قولين : ضمير در « كانت » به « المسألة » راجع است . قوله : او بتفاوت ما يعتريه من الاحوال : ضمير در « يعتريه » به مشتقّ عود مىكند . قوله : الى انّه لا يوجب التّفاوت : ضمير در « انّه » به « اختلاف مبادى و تفاوت ما يعتريه » راجع است . قوله : و يأتى له مزيد بيان : ضمير در « له » به « عدم ايجاب التّفاوت فيما نحن بصدده » راجع است . قوله : و هو اعتبار التّلبّس : ضمير « هو » به « المختار » راجع است . متن : و يدلّ عليه تبادر خصوص المتلبّس بالمبدا فى الحال . و صحّة السّلب مطلقا عمّا انقضى عنه كالمتلبّس به فى الاستقبال . و ذلك لوضوح انّ مثل « القائم » و « الضّارب » و « العالم » و ما يرادفها