التّلبّس بعد الفراغ عن كونه مجازا فيما اذا جرى عليها فعلا به لحاظ حال التّلبّس فى الاستقبال .
ترجمه :
خلاصه كلام
خلاصه آنكه سزاوار و شايسته نيست كه در حقيقت بودن مشتقّ نسبت به موردى كه حمل و جرى بر ذات به ملاحظه حال تلبّس صورت گيرد اشكال شود اعمّ از آنكه حال تلبّس در گذشته بوده يا در استقبال باشد بلى امرى كه مورد خلاف و نزاع است اين مىباشد كه آيا مشتقّ در خصوص حال تلبّس حقيقت است يا در اعمّ از آن يعنى اگر مبدأ از ذات منقضى شد آيا جرى و حمل مشتقّ بر ذات در اين حال باز حقيقت بوده يا بنحو مجاز مىباشد .
البتّه جرى و حمل در زمان حال به ملاحظه اينكه تلبّس در زمان استقبال است اگر واقع شود باز مجازى بودن آن مفروغ عنه و امر مسلّمى مىباشد .
تحرير و شرح
خلاصه آنچه تا به اينجا گفته شد اينست كه اطلاق مشتقّ بر ذات از سه حال خارج نيست كه از اين سه صورت دو صورت آن محلّ اتّفاق و اجماع بوده و تنها يك صورتش مورد نزاع مىباشد :
1 - جرى و حمل مشتقّ بر ذات به ملاحظه حال تلبّس باشد چه زمان تلبّس گذشته بوده و چه استقبال باشد بنابراين در اين فرض دو قيد « امس » و « غد » براى تعيين زمان نسبت و حمل مىباشند .
2 - جرى و حمل مشتقّ بر ذات به ملاحظه حال نطق بوده و زمان تلبّس استقبال باشد بنابراين در اين فرض قيد « غد » براى بيان زمان تلبّس مىباشد .
3 - جرى و حمل مشتقّ بر ذات به ملاحظه حال نطق بوده درحالىكه