تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
استقبال مىباشد . و از اينجا ظاهر شد حال در مثل « زيد ضارب امس » يعنى اين مثال نيز داخل در محلّ خلاف و نزاع است . حال اگر لفظ « امس » در اين مثال و كلمه « غد » در مثال قبلى قرينه بر تعيين زمان نسبت و حمل بوده هر دو مثال حقيقت مىباشند و بدين‌وسيله از محلّ خلاف و اشكال خارج مىشوند .

تحرير و شرح

در اين عبارات مرحوم مصنّف به سؤال و جوابى پرداخته كه در ذيل تشريح مىشوند :

سؤال

گفته شد مثال : زيد ضارب امس و سيكون ضاربا غدا استعمال حقيقى است درحالىكه نسبت بمثال دوّم اجماع است كه اطلاق در آن مجازى مىباشد پس با وجود چنين اجماعى چگونه مىتوان ادّعاء حقيقت بودن آن را نمود .

جواب

بين آنچه ادّعاء نموديم و اين اجماع هيچ تهافت و تنافى وجود ندارد زيرا مورد اجماع آنجائى است كه اطلاق ضارب به زيد در اين مثال باعتبار زمان نطق بوده و كلمه « غد » براى بيان زمان تلبّس باشد يعنى زيد الآن ضارب است چونكه در آينده ضارب خواهد شد پرواضح است كه اطلاق ضارب بر زيد به ملاحظه آنكه در آينده متّصف به ضرب خواهد شد اطلاق مجازى است . و امّا اينكه ما اين اطلاق را حقيقى دانستيم به اين اعتبار بود كه حمل
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 319 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى