تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
از استدلال مزبور دو جواب مىتوان داد : جواب اوّل : اگرچه بپذيريم كه در روايت اوّل الفاظ صلاة ، زكات و حجّ و صوم در فاسد استعمال شده‌اند ولى مجرّد استعمال دليل برآن نمىشود كه بنحو حقيقت صورت گرفته زيرا استعمال اعمّ از حقيقت و مجاز است ازاين‌رو ممكنست بگوئيم استعمال مزبور مجازا مىباشد . جواب دوّم : مىگوييم مقصود از الفاظ مذكور خصوص صحيح مىباشد و قرينه بر اين ادّعا آنست كه امام عليه السّلام فرمودند اسلام بر آنها بنا شده و پرواضح است كه نماز و روزه و حجّ و زكات فاسد صلاحيّت براى اين معنا را نداشته و تنها اعمال مزبور در صورت صحيح بودن شايستگى براى آن را دارند بنابراين معناى حديث شريف چنين مىشود : اسلام بر پنج چيز بناء شده است : نماز صحيح ، زكات صحيح ، حجّ صحيح و روزه صحيح و ولايت .

سؤال

اگر مقصود از الفاظ يادشده خصوص صحيح آنها باشد بين صدر حديث و فقره بعدى آن يعنى « فاخذ النّاس بالاربع » منافات حاصل مىشود . وجه تنافى آن است كه عبادات منكرين ولايت يعنى اهل سنّت باطل و فاسد است با توجّه به اين نكته مقصود از كلمه « اربع » در فقره مذكور بايد چنين باشد : پس اهل سنّت به نماز فاسد و زكات فاسد و حجّ فاسد و روزه فاسد اخذ كرده‌اند و پرواضح است الف و لام « الاربع » براى عهد ذكرى است و معهود آن همان نماز و زكات و حجّ و روزه‌اى است كه در صدر حديث ذكر شده و بگفته شما مقصود از آنها صحيح مىباشد و بدين ترتيب بين صدر و فقره مزبور تنافى پيدا مىشود چون در صدر منظور از الفاظ چهارگانه صحيح بوده و در فقره بعد مراد فاسد مىباشد و جمع بين اين دو از قبيل جمع بين متنافيين مىباشد .