جواب دوّم : مىگوييم نهى در اين حديث شريف يعنى « دعى » مولوى نيست بلكه ارشادى مىباشد به اين معنا كه امام عليه السّلام در مقام ارشاد زن حائض بوى مىفرماين :
در حال حيض و ايّام ناپاكى بيهوده خود را رنج و مشقّت مده و به خواندن نماز اقدام مكن كه بر آوردنش قادر نيستى .
و پرواضح است كه بنابراين معنا مقصود از « صلاة » نماز صحيح مىباشد چه آنكه زن حائض بر خواندن نماز صحيح قدرت ندارد نه فاسد .
پس بدون ترديد بايد نهى مزبور را بر ارشاد حمل كرده و لازمه اين حمل آنست كه مراد از « صلاة » نماز صحيح باشد حال اگر اين حمل پذيرفته نشود و نهى يادشده را بر نهى مولوى حمل كنيم و مراد از « صلاة » را نماز فاسد قرار دهيم تالى فاسدى دارد كه مستدلّ خود به آن ملتزم نيست چه آنكه در فرض مورد اشاره معناى حديث اين مىشود كه امام عليه السّلام فرمودهاند :
در ايّام ناپاكى نماز فاسد را ترك و رها كن ، يعنى خواندن نماز فاسد در اين اوقات حرام و نامشروع است پس لازم مىآيد اگر زنى در حالت حيض نمازى كه فاقد برخى از اجزاء است ولى در عين حال عرفا به آن نماز مىگويند بجاى آورد و لو بدون قصد قربت عملش حرام بوده و مرتكب معصيت شده باشد و بسيار بعيد به نظر مىرسد كه مستدلّ به اين حديث ( اعمّى ) آن را قبول داشته باشد .
قوله : بقرينة انّها ممّا بنى عليها الاسلام : ضمير در « انّها » به صلاة و زكات و حجّ و صوم راجع است .
قوله : و لا ينافى ذلك : مشار اليه « ذلك » خصوص صحيح بودن عبادات مىباشد .
قوله : اذ لعلّ اخذهم بها : ضمير جمع در « اخذهم » به منكرى الولاية و ضمير مجرورى در « بها » به عبادات اربع عود مىكند .
قوله : و ذلك لا يقتضى استعمالها فى الفاسد : مشار اليه « ذلك » اخذهم
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 210
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٠