است از آتش دوزخ ) و غير اين اخبار .
يا اخبارى كه ماهيّات و طبايع عبادات را از برخى موارد نفى و سلب كردهاند مانند :
لا صلاة الّا بفاتحة الكتاب ( نماز بدون سوره فاتحه وجود ندارد ) و امثال اين خبر و رواياتى كه از عملى بمجرّد فقدان آنچه در صحّتش معتبر است اعمّ از آنكه شىء معتبر جزء بوده يا شرط باشد نفى ماهيّت و سلب حقيقت كرده است .
تحرير و شرح
دليل سوّم براى قول صحيحى دو طائفه از اخبار مىباشد :
1 - طائفه اوّل اخبارى است كه براى ماهيّات و مسمّيات آثار و خواصّى را اثبات نموده نظير الصّلاة عمود الدّين و ساير اخبارى كه ذكر گرديد .
پرواضح است كه اين اخبار آثار را براى نفس ماهيّت و صرف حقيقت اثبات نموده بنابراين معناى حديث فوق اين مىشود كه ماهيّت نماز عمود دين است و روشن است كه عمل فاسد نمىتواند عمود دين باشد يا معراج مؤمن و قربان متّقى فرض گردد ازاينرو وقتى اين آثار در عمل فاسد وجود نداشت پس ماهيّت صلاة آنجا محقّق نبوده و از باب انتفاء اثر يدلّ على انتفاء المؤثّر مىتوان اثبات نمود پس عمل فاسد حقيقتا نماز نيست و ماهيّت اين عمل از فاسد مسلوب و منتفى مىباشد .
2 - طائفه دوّم احاديثى است كه از ماهيّت و مسمّيات به صرف نداشتن جزء يا شرطى ماهيّت و حقيقت را سلب و نفى نمودهاند همچون لا صلاة الّا بفاتحة الكتاب و امثال اين حديث .
چه آنكه مقصود از « نفى حقيقت » آنست كه بدون شرط و جزء اساسا عمل فاقد را نمىتوان صلاة دانست .