تحرير و شرح
قوله : و قد انقدح بما ذكرنا : مقصود از « ما ذكرنا » تعريفى است كه ايشان براى مسائل فرمود .
قوله : لا الموضوعات و لا المحمولات : ناگفته نماند كه اختلاف محمولات را احدى از ارباب دانش مناط تعدّد علوم قرار نداده است و اساسا وضوح و بداهت اين امر بدرجهاى است كه نياز به اقامه برهان و دليل ندارد .
امّا اختلاف موضوعات چون وضوح و بداهت نداشته ازاينرو براى اثباتش ادلّهاى اقامه شده از جمله آنچه مرحوم مصنّف در اينجا آورده است و آن اينكه :
اگر اختلاف علوم باختلاف موضوعات آن باشد پس هر باب بلكه هر مسألهاى از مسائل علم بايد خود باب جداگانهاى محسوب گردد زيرا پرواضح است كه موضوع مسائل با هم اختلاف دارند .
مؤلّف گويد :
اين كلام از مرحوم مصنّف خالى از دغدغه و اضطراب نيست زيرا قبلا ايشان فرمودند :
موضوع هر علمى همان موضوع مسائل مىباشد و پرواضح است كه موضوعات مسائل بايد جملگى با هم متّحد باشند تا اتّحادشان با موضوع علم صادق آيد ، بنابراين ممكن نيست كه هر مسألهاى را باعتبار موضوعش بتوان علم جداگانهاى قرار داده و بگوئيم :
چون موضوع آن با موضوع مسئله ديگر مختلف است و اختلاف موضوعات مناط تعدّد علوم مىباشد پس دو مسئله در واقع دو علم هستند .
قوله : كما لا يكون وحدتهما سببا : همچون علم صرف و نحو و معانى و بيان كه موضوع در تمام كلمه مىباشد و در عين حال علوم متعدّد محسوب مىشوند .