خارجى وضع شده و تبادل حالات در وى از قبيل كودكى ، جوانى ، كهولت ، داشتن عضو زيادى يا نقص عضو هيچيك در صدق و عدم صدق نام « زيد » بر وى دخيل نيستند و عروض اين حالات و اشباه آنها مانع از اطلاق اسم مزبور بر شخص بطريق حقيقت نمىشوند عينا نام « الصّلاة » بر ماهيّت شرعى همينطور بوده و حالات عارضه برآن از قبيل قصر ، حضر ، نقص اجزاء به واسطه عجز مصلّى و كمال آنها نسبت به شخص قادر و امثال اينها نبايد در صدق اسم و اطلاق آن دخالتى داشته باشند و به عبارت ديگر :
همانطورىكه زيد را در تمام حالات مذكور مىتوان مشار اليه « هذا » قرار داد و بگوئيم :
هذا زيد در « صلاة » نيز بايد حال بدين منوال بوده و نسبت به جميع حالات و عوارض بتوانيم بگوئيم : هذه الصّلاة .
مرحوم مصنّف به اين وجه يك اشكال دارند و آن اينست كه :
قياس اسامى عبادات به اعلام شخصيّه و سنجش وضع اين دو با هم بىتناسب بلكه مع الفارق است زيرا اعلام در مقابل و ازاء اشخاص وضع شدهاند بدون آنكه تشخّص عارضه و طريان حالات و صفات مورد لحاظ و اعتبار باشند چه آنكه تشخّصى كه در آنها پديد مىآيد معلول وجود خاصّ آنها است كه ناشى از عوارض شخصيّه و طوارى فرديّه مىباشد ولى در عين حال حقيقتا شخص كه « مسمّى » و « موضوع له » باشد در تمام اين حالات موجود و متحقّق است پس همانطورىكه اختلاف اين حالات در بقاء شخص و وجود آن مضرّ نيست نسبت به تسميه و اطلاق اسم نيز قدح و خللى وارد نمىكند بخلاف الفاظ عبادات چه آنكه اين اسامى براى مركّبات و ماهيّات مقيّده وضع شده بهطورىكه هريك از اجزاء و قيود در صدق اسم و تحقّق آن لحاظ و اعتبار شده است ازاينرو موضوع له اين الفاظ صورت وجود زمانى به خود مىگيرد كه در تمام مصاديق و افراد قابل صدق و اطلاق باشد و پرواضح است با انتفاء هر جزء و قيدى مسمّى و امر مشترك بين افراد منتفى مىگردد
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧١