انتقاد مصنّف ( ره ) به اين وجه
اشكال در اين وجه آنست كه اين تقرير در مثل اسامى معاجين و ساير مركّبات خارجيّه كه موضوع له آنها ابتداء مركّب خاصّى بوده و بعدا مبدّل گشته است صحيح مىباشد ولى در مثل عبادات كه دانستى صحيح آنها بحسب اختلاف حالات مختلف شده و بسا صحيح باعتبار حالى را نسبت به حالت ديگر فاسد بدانند اين تقرير و بيان تمام نمىباشد .
تحرير و شرح
حاصل وجه چهارم اينست كه بگوئيم :
موضوع له الفاظ عبادات همچون اسامى معاجين و مركّبات خارجى مىباشند .
يعنى ابتداء آنها را براى ماهيّات صحيح و واجد جميع اجزاء وضع نموده آنگاه به واسطه تسامح و تساهلى كه اهل عرف دارند الفاظ مزبور را در فاقد بعضى از اجزاء استعمال نمودند و مصحّح اين استعمال را تنزيل فاقد به منزله واجد دانستهاند يعنى ادّعا مىكنند كه فاقد همان واجد است و لفظ در غير موضوع له استعمال نشده است چه آنكه هر دو در اثر مهمّ با هم مشترك و از حيث صورت نيز با يكديگر متشابه مىباشند و پرواضح است كه پس از استعمالات متعدّد و متكثّر همين معناى تنزيلى مسمّى و موضوع له شده و در تمام مصاديق صحيح و فاسد تحقّق دارد و مىتوان از آن به عنوان قدر جامع و امر مشترك نام برد .
مرحوم مصنّف به اين وجه يك اشكال دارند و آن اينست كه :
قياس عبادات به معاجين و مركّبات خارجى از قبيل قياس مع الفارق است چه آنكه تقرير مذكور نسبت به اسماء معاجين و مركّبات خارجى