تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
بوده و بدون اشكال و دغدغه‌اى مىتوانند بين جميع افراد چنين جامعى تصوّر كنند چه آنكه تمام افراد در يك اثر و خاصيت با هم مشترك هستند و از باب اينكه اشتراك در اثر كاشف از اشتراك در قدر جامع مىباشد بايد بگوئيم همگى به واسطه اين قدر جامع اثر مشترك را مىبخشند .

مثال

مثلا در لسان دليل آمده كه : الصّلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر . يا : الصّلاة معراج المؤمن . مىبينيم هر نماز صحيحى ناهى از فحشاء و سبب عروج مؤمن است و به عبارت ديگر : تمام افراد و مصاديق نماز صحيح واجد اين دو معنا هستند و از اين جهت صحيح است بگوئيم : عنوان كلّى « النّاهية عن الفحشاء » يا « معراج المؤمن » نامش « صلاة » بوده كه در تمام افراد صادق است همچون صدق انسان بر جميع افراد . قوله : و منها : ضمير به « امور » راجع است . قوله : انّه لا بدّ على كلا القولين : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » است و مراد از « قولين » قول قائلين به وضع اسماء براى خصوص صحيح و قول قائلين به وضع آنها براى اعمّ از صحيح و فاسد مىباشد . قوله : كان هو المسمّى بلفظ كذا : ضمير « هو » به قدر جامع راجع بوده و جمله « كان هو المسمّى » صفت است براى « قدر جامع » . قوله : و لا اشكال فى وجوده : يعنى وجود قدر جامع . قوله : و امكان الاشارة اليه بخواصّه و آثاره : ضميرهاى مجرورى در « اليه » و « خواصّه » و « آثاره » به قدر جامع عود مىكند .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 155 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى