قوله :
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ
الآية : آيه ( 27 ) از سوره حجّ .
وجه دلالت اين آيه آنست كه خداوند متعال حضرت ابراهيم خليل عليه السّلام را مأمور به ندا دادن در حجّ مىكند پس معلوم مىشود كه در شريعت ايشان نيز حجّ به معناى شرعى آن مستعمل بوده است .
قوله :
وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ
الآية : آيه ( 31 ) از سوره مريم .
وجه دلالت اين آيه آنست كه حضرت عيسى على نبيّنا و آله عليه و عليهم السّلام مىفرمايد :
و اوصانى الخ پس معلوم مىشود كه در شريعت عيسوى صلاة و زكات به معناى شرعى مستعمل بودهاند و اختصاصى به دين مبين اسلام ندارد .
مؤلّف گويد :
در تفسير شريف لاهيجى آمده كه مراد از « زكات » در اين آيه ، زكات فطره است نه زكات مال .
قوله : فالفاظها حقائق لغويّة : ضمير در « الفاظها » به معانى عود مىكند .
قوله : و اختلاف الشّرائع الخ : كلمه « اختلاف » مبتداء و خبرش « لا يوجب » مىباشد و اين عبارت اشاره است بجواب از سؤال مقدّر به شرحى كه گذشت .
قوله : فيها جزءا و شرطا : ضمير در « فيها » به معانى عود مىنمايد .
قوله : لا يوجب اختلافها فى الحقيقة : ضمير در « اختلافها » به معانى راجعست .
قوله : اذ لعلّه كان من قبيل الاختلاف : ضمير منصوبى در « لعلّه » به اختلاف عود مىكند .
قوله : كاختلافها بحسب الحالات : ضمير در « اختلافها » به مصاديق و محقّقات راجعست .