تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
به معناى دعاء وجود دارد كه بعنايت آن استعمال صورت گرفته باشد و صرف آنكه صلاة شرعى مشتمل بر دعاء است باعث نمىشود كه علاقه جزء و كلّ بينشان باشد چنانچه اين گفتار مخفى نبوده و واضح مىباشد .

تحرير و شرح

در مقدّمه‌اى كه گذشت گفته شد وضع تعيينى به دو نحو ممكنست صورت گيرد : اوّل : آنكه واضع تصريح كند كه فلان لفظ را در مقابل معناى كذائى قرار داده است . دوّم : آنكه وى لفظ را در معناى غير موضوع له اوّلى استعمال نموده و قصدش از اين استعمال آن باشد كه لفظ بدون قرينه حاكى از معناى مزبور و دالّ برآن باشد به‌طورىكه قرينه صرفا براى دلالت بوده نه براى اراده معنا از لفظ و به عبارت ديگر : از لفظى كه به كمك قرينه بر معناى غير موضوع له دلالت دارد معنا را بدون آنكه به قرينه ديگرى نياز باشد اراده مىكند بنابراين مجموع لفظ و قرينه حاكى از معنا و دالّ برآن مىباشند . پس از توجّه و التفات به اين مقدّمه اينك مرحوم مصنّف مىفرمايد : مىتوان گفت كه در الفاظ رائج بين اهل شرع همچون : صلاة ، صوم ، حجّ ، زكات و امثال آنها معانى شرعى بدون نياز به قرينه اراده مىشوند يعنى شارع مقدّس الفاظ مذكور و امثال آنها را در غير معانى لغوى كه معانى شرعى باشد بطور حكايت استعمال نموده به‌طورىكه جهت دلالت آنها بر معانى جديد شرعى قرينه نصب نموده و پس از تحقّق دلالت بدون نياز و احتياج به قرينه ديگرى از آنها معانى مطلوب شرعى را اراده فرموده است .