يعنى : اى اقرع پسر حابس همانا اگر هلاك شود برادرت تو هلاك گرديده شدهاى .
شاهد در « تصرع » است جواب بوده و بعد از شرطى كه مضارع است يعنى « يصرع » آمده و رفع داده به آن ضعيف است اگر چه شاعر در اين بيت مرتكب آن گرديده .
مصنّف گويد :
جواب را با « فاء » بياور بطور حتم و قطع در صورتى كه اگر آن را شرط براى « ان » يا غير آن قرار دهى قبول اين معنا را نكند .
شارح گويد :
مراد اينست كه : آوردن « فاء » برسر جواب شرط در برخى اوقات واجب و لازم مىباشد و آن در وقتى است كه اگر جواب را بجاى شرط قرار دهيم قبول اينمعنا را نكند و بعبارت ديگر :
قرار دادن جواب بجاى شرط ممتنع باشد و چنين جوابى منحصر در هفت مورد است به اين شرح :
1 - آنكه جواب فعل ماضى غير متصرف باشد همچون : عسى ، ليس ، بئس و امثال آن .
چنانچه در فرموده حقتعالى آمده :
ان ترن انا اقل منك مالا و ولدا فعسى ربّى ان يؤتين خيرا .
( اگر تو من را از خود از حيث مال و فرزند كمتر ببينى پس اميد است پروردگارم به من بهتر از تو اعطاء كند ) .
شاهد در « عسى » است كه ماضى غير متصرّف بوده و چون جواب قرار گرفته واجب است با « فاء » باشد .
2 - آنكه جواب لفظا و معنا ماضى باشد مانند آنچه در فرموده حتعالى وارد شده :
ان يسرق فقد سرق اخ له من قبل ( اگر وى دزدى كند باكى نيست زيرا برادر وى قبلا مرتكب سرقت شده بود ) .
شاهد در « قد سرق » است كه لفظا و معنا ماضى است و چون جواب قرار گرفته لازم است با « فاء » باشد .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1698
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٩٨