العلم محسوب من الرزق ( علم يك نوع روزى و رزق به حساب مىآيد ) .
و بقرينه مقابله جهل محروم ماندن از روزى و رزق بوده كه از آن به فقر به مال تعبير مىتوان نمود .
پس از آن شارح مىگويد :
تفسير و توضيحى كه در اينجا آوردم آنچه بود كه در شرح اين بيت مصنّف به نظر و خاطرم رسيده و نديدم كسى را كه متعرّض آن شده باشد .
متن : « 1001 »
فأحمد اللّه مصلّيا على * محمّد خير نبىّ أرسلا
تجزيه و تركيب
فاء : عاطفه .
احمد : فعل مضارع ، صيغه متكلّم وحده ، ثلاثى مجرّد ، ضمير فاعلى در آن مستتر است باستتار وجوبى .
اللّه : مفعول براى « احمد » .
مصلّيا : اسم فاعل ، حال است از فاعل در « احمد » .
على : حرف جرّ .
محمّد : مجرور به « على » ، متعلّق به « مصلّيا » .
خير : اسم تفضيل ، مضاف ، صفت براى « محمّد » .
نبىّ : مضاف اليه .
ارسلا : فعل ماضى ، مفرد ، مذكّر ، غائب ، ثلاثى مزيد ، باب افعال ، مجهول ، صفت براى « نبىّ » و الفش الحاقى است .
ترجمه :
پس حمد و ستايش مىكنم حقتعالى را در حالى كه درود قلبى مىفرستم برحضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه بهترين پيامبرانى است كه فرستاده شدهاند .
متن : « 1002 »
و آله الغرّ الكرام البررة * و صحبه المنتخبين الخيرة