تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2031

مساهمون:

ص٢٠٣١
مصنّف گويد : و آنچه با مذكورات مغاير است به زياد شدن يا نقص گشتن منتسب مىباشد . شارح گويد : كلمه « زيد » يعنى زيادت و ايندو مصدر هستند براى « زاد » و حاصل آنكه : اگر اسم خماسى پيدا شد كه با مذكورات مغايرت داشت حتما از آن يا حرفى نقص شده و يا به آن زياد شده است مانند : علبط ( ضخيم ) كه در اصل علابط بوده و از آن « الف » را كسر و حذف كردند و همچون : محرنجم ( عدد بسيار ) و منطلق ( رهاكننده ) كه در ايندو حرف زائد مىباشد . و نظير : جخدب بضمّ جيم و سكون خاء و دال مفتوح كه در اصل دال مضموم بوده است يعنى مرد بلندبالا . مصنّف گويد : حرف اگر با كلمه ملازم و لاينفك از آن باشد اصلى بوده و در صورتى كه با آن ملازم نباشد زائد محسوب مىگردد مانند : تاء در « اجتذى » . شارح گويد : مقصود اينست كه هرحرفى كه ملازم با جميع تصاريف كلمه باشد حرف اصلى آن به حساب مىآيد مانند « ضاد » در « ضرب » كه در ماضى ، مضارع ، امر ، نهى ، جحد ، استفهام ، اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبهه ، صيغه مبالغه ، اسم تفضيل ، اسم زمان و مكان مىباشد و در مقابل هرحرفى كه با جميع تصاريف كلمه ملازم نباشد زائد است نظير « تا » در « اجتذى » چه آنكه در « جذى » و « يجذو » و « جذوة » كه از تصاريف « اجتذى » مىباشند ساقط مىباشد . مصنّف گويد : در وزن كلمه حروف اصول را مقابل آنچه كلمه « فعل » متضمّن است قرار بده و حرف زائد را بلفظش اكتفاء نما . شارح گويد : مقصود اينست كه حروف اصلى كلمه را در مقابل فاء و عين و لام قرار مىدهند به اين طرز كه حرف اوّل را در مقابل فاء و بنام فاء الفعل خوانده و دوّمى را در مقابل عين و عين الفعل ناميده و سوّم را در مقابل لام و لام الفعل نام مىگذارند ، بنابراين مىگويند : ضرب بروزن فعل ، ضاد فاء الفعل ، راء عين الفعل ، باء لام الفعل مىباشد .