تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2032

مساهمون:

ص٢٠٣٢
و يضرب بروزن يفعل مىباشد . ناگفته نماند اگر بخواهند بدانند كه حروف زوائد در مقابل چه قرار گرفته‌اند بلفظ آنها اكتفاء كرده يعنى عين آنها را در ميزان مىآورند مثلا مىگويند : مكرم بروزن مفعل مىباشد . و چنانچه ملاحظه مىكنيم چون « ميم » در « مكرم » زائد است عين آن را در ميزان آورده و گفتيم « مفعل » . البتّه از آنچه گفتيم دو مورد استثناء شده و آن دو عبارتند از : 1 - حرفى كه از تاء باب افتعال بدل آورده مىشود همچون « طاء » در مصطفى كه در اصل مصتفى بوده و پس از تبديل « تاء » به « طاء » مصطفى شد و على القاعده بايد بگوئيم : مصطفى بروزن مفطعل است ولى در ميزان همان تاء باب را آورده نه « طاء » را كه بدل از آن است . 2 - حرف مكرّر زائد همچون تاء دوّم در « حليتت » كه مىگويند بروزن فعليل است نه فعليت يعنى عين تاء را در ميزان نمىآورند . متن : « 927 »
و ضاعف اللّام إذا أصل بقى * كراء جعفر و قاف فستق
تجزيه و تركيب واو : عاطفه . ضاعف : فعل امر ، مفرد ، مذكّر ، حاضر ، ثلاثى مزيد ، باب مفاعله ، متعدّى ، معلوم . اللّام : مفعول براى « ضاعف » . اذا : ظرف زمان متضمّن معناى شرط . اصل : فاعل است براى فعل محذوف بقرينه « بقى » . بقى : فعل ماضى ، مفرد ، مذكّر ، غائب ، مفسّر است براى فعل محذوف . كاف : حرف جرّ . راء : مجرور به « كاف » ، متعلّق باستقرّ ، خبر است براى مبتداء محذوف و تقدير آن : هو كراء جعفر ، مىباشد ، مضاف . جعفر : مضاف اليه . واو : عاطفه .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 2032 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى