وقف بدون « ياء » آمدهاند .
ولى ابن كثير كه يكى از قرّاء سبعه است ايندو را با اثبات ياء خوانده .
سپس شارح گويد :
و اگر تنوين در كلمه ، تنوين نصبى بود هنگام وقف تنوين را به الف تبديل مىكنند مانند : قطعت واديا ( پيمودم وادى را ) .
و بايد توجّه داشت كه ياء منقوص در صورتى كه منوّن نباشد در هنگام وقف بطور ساكن آورده مىشود مانند : اجب الدّاعى ( جواب بده به كسى كه صداكننده است ) .
مصنّف گويد :
و ياء منقوصى كه تنوين ندارد به عكس بوده و در مثل « مر » ردّ ياء لازم شمرده شده است .
شارح گويد :
منظور اينستكه : اسم منقوصى كه منوّن نبوده و مرفوع يا مجرور مىباشد در هنگام وقف حكمش عكس آن موردى است كه منوّن باشد ، بنابراين ثبوت ياء در آن اولى و بهتر است از حذفش .
و در منقوصى كه عين الفعل آن محذوف است همچون : مرّ ( اسم فاعل از ارئى ) يا بگفته مصنّف در شرح كافيه فاء الفعل آن حذف شده نظير : يف ( در حال علم بودن ) هنگام وقف لازم است ياء محذوف را برگرداند يعنى در اوّلى بايد بگويند : هذا مرى و در دوّمى لازم است بگويند : هذا يفى .
و علّت وجوب ردّ ياءاينست كه در غير صورت ردّ لازم مىآيد كثرت محذوف از يك كلمه .
مؤلّف گويد :
خلاصه كلام آنكه وقتى كلمه منقوصى را بخواهند وقف كنند در سه مورد واجب است ياء منقوص را ثابت نگاه دارند .
1 - آنكه منقوص محذوف الفاء باشد چنانچه مضارع وفى يعنى يفى را علم براى كسى قرار دهند چه آنكه در حال رفعى : هذا يفى و در حال جرى مررت بيفى مىگويند و چنانچه گفته شد « ياء » را در وقت وقف بايد ثابت نگاه داشت زيرا اصل اين كلمه « يوفى » بوده ، واو را بخاطر وقوعش بين ياء و كسره حذف كرديم حال اگر در وقت وقف ياء يعنى لام الفعل را نيز حذف كنيم لازم مىآيد به اين كلمه اجحاف شده باشد .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1968
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٦٨