تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1969

مساهمون:

ص١٩٦٩
2 - آنكه منقوص محذوف العين باشد مانند مر ( اسم فاعل از ارى ، يرى ) . اصل آن مرءى بوده كسره همزه را به « راء » نقل دادند و سپس همزه را حذف نمودند تا بدين وسيله در لفظ تخفيف حاصل شود و پس از آن همان اعلالى كه در قاضى نمودند در اين كلمه نيز عملى ساختند ، شد : مر . حال در وقت وقف لازم است ياء محذوف برگردد زيرا در غير اين صورت اجحاف به كلمه شده و محذوف از آن زياد مىگردد . 3 - منقوص منصوب و منوّن يا غير منوّن باشد . مثال منوّن همچون : ربّنا انّنا سمعنا مناديا . شاهد در « مناديا » است كه در غير وقف مناد ( بحذف ياء ) است ولى در وقت وقف ياء را بايد برگرداند . مثال غير منوّن مانند : اذا بلغت التراقى . قوله : صلة غير الفتح : مقصود از « صله » حرف زائدى است كه از اشباع حركات سه‌گانه يعنى ضمّه و فتحه و كسره توليد مىشود . قوله : و به قرء السبعة : هفت تن هستند كه به قرائت ايشان اعتماد است و آنها عبارتند از : نافع ، ابو عمرو ، كسائى ، حمزه ، ابن عامر ، ابن كثير ، ابن عاصم . و برخى سه تن ديگر را به ايشان افزوده‌اند و آنها عبارتند از : ابو جعفر ، يعقوب ، خلف . قوله : و لكلّ قوم هاد : آيه ( 7 ) از سورهء رعد . قوله : و مالهم من دونه من وال : آيه ( 11 ) از سورهء رعد . متن : « 886 »
و غيرها التأنيث من محرّك * سكّنه أوقف رائم التّحرّك
تجزيه و تركيب واو : عاطفه . غير : اسم ، مضاف ، مفعول براى فعل محذوف كه مفسّرش « سكّنه » مىباشد . ها : مضاف اليه ، مضاف . التأنيث : مضاف اليه .