تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1967

مساهمون:

ص١٩٦٧
مىباشد . سپس شارح گويد : بايد توجّه داشت كه در مورد اضطرار و ضرورت البتّه هيچيك از حروف صله را حذف نكرده و آنها را ثابت نگاه مىدارند . مصنّف گويد : « اذن » به اسمى كه در حال نصبى تنوين گرفته شباهت دارد ، بنابراين نون آن را در حال وقفى بالف بايد قلب كرد . شارح گويد : همان طورى كه اسم منصوب را در حال وقف با الف مىخوانند فلذا قرّاء سبعه « اذن » را در حال وقف با الف خوانده‌اند . ابن عصفور به تبعيّت از برخى ادباء گفته است : اذن در حال وقف با نون خوانده مىشود . اين گفتار مطابق با ميل و رأى است چه آنكه بدينوسيله از اشتباه شدن « اذن » با اذا جلوگيرى مىشود . البتّه آنچه را كه قرّاء با الف قرائت كرده‌اند ما نيز تبعيّت كرده و در قرآن به آن ملتزم هستيم زيرا قرائت اين جماعت سنّتى است كه تبعيّتش لازم و واجب است امّا در غير قرآن « اذن » در حال وقفى با نون خوانده مىشود . مصنّف گويد : حذف ياء منقوصى كه داراى تنوين است مادامى كه منصوب نباشد اولى و بهتر از ثبوتش مىباشد . شارح گويد : منظور اينست كه : كلمه‌اى كه ياء منقوص داشته و با تنوين مىباشد هنگام وقف حذف يائش از اثبات آن بهتر است مشروط باينكه تنوين آن تنوين نصبى نباشد مانند قرائت شش تن از قرّاء سبعه نسبت به اين آيه : و لكلّ قوم هاد ( براى هرگروهى راهنمائى مىباشد ) . و نيز مانند : و ما لهم من دونه من وال ( نيست براى ايشان غير از او والى و عهده‌دارى ) . و چنانچه ملاحظه مىكنيم دو كلمه « هاد » در آيه اوّل و « وال » در آيه دوّم هنگام