مضارع بعد از آن را منصوب خواندهايم حال اگر « واو » به معناى « مع » نبود لازم است فعل مضارع را مرفوع خواند مانند :
لا تأكل السّمك و تشرب اللّبن ( مخور ماهى را و حال آنكه شير مىآشامى ) .
شاهد در « تشرب » است كه بعد از واوى قرار گرفته كه به معناى « مع » نيست بلكه واو حاليّه مىباشد از اينرو فعل مرفوع آمده است .
مصنّف مىگويد :
و بعد از غير نفى فعل را حتما جزم بده مشروط باينكه فاء را حذف كرده و قصد جزاء را از فعل مجزوم داشته باشى مانند فرموده حقتعالى : قل تعالوا اتل .
( بگو اى پيامبر بيائيد تا آنچه خدا برشما حرام كرده است را بيان كنم ) .
شاهد در « اتل » است كه بعد از « تعالوا » قرار گرفته و ان منفى نيست فلذا مجزوم خوانده شده است .
بخلاف آنجائى كه فعل مضارع بعد از نفى واقع شده يا از فعل مضارع جزاء قصد نشده باشد چه آنكه در هردو صورت فعل را مرفوع بايد خواند .
مثال مضارعى كه پس از نفى آمده باشد همچون :
ما تأتينا تحدّثنا ( نزد ما نمىآئى حديث برايمان بگوئى ) .
شاهد در « تحدّثنا است كه بعد از نفى يعنى « ما تأتينا » آمده و مرفوع خوانده شده است و مثال مضارعى كه از آن قصد جزاء نشده همچون :
تصدّق تريد وجه اللّه ( صدقه بده و قصدت خدا باشد ) .
شاهد در « تريد » است كه بعد از امر يعنى « تصدّق » آمده ولى قصد نكردهايم آن را جزاء قرار داده باشيم فلذا مرفوع خوانده شده است .
قوله : و لمّا يعلم اللّه الذين الخ : آيه ( 142 ) از سورهء آل عمران .
قوله : يا ليتنا نردّ و لا نكذّب الخ : آيه ( 27 ) از سورهء انعام .
قوله : قل تعالوا اتل : آيه ( 151 ) از سورهء انعام .
متن : « 690 »
و شرط جزم بعد نهى أن تضع * إن قبل لا دون تخالف يقع