يعنى « لا تكن » قرار گرفته است .
و مثال فعل مضارع منصوب بعد از « واو » در جواب نفى همچون فرموده حقتعالى :
و لمّا يعلم اللّه الذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين ( بدون آنكه خدا امتحان كند آنان كه جهاد در راه دين كرده و آنها كه در سختىها صبر و مقاومت كنند ) .
شاهد در « يعلم » دوّمى است كه منصوب به « ان » مقدّره مىباشد و در جواب نفى يعنى « لمّا يعلم » قرار گرفته است .
و مثال فعل مضارع منصوب بعد از « واو » در جواب امر مانند آنچه در قول دثار بن شيبان نميرى آمده :
فقلت ادعى و ادعوا انّ اندى * لصوت ان ينادى داعيان
يعنى : پس گفتم كه بخوان اى زن با اينكه مىخوانم من همانا دور تر صدائى كه رونده است اينست كه نداء كنند دو خواننده كسى را .
شاهد در « ادعو » است كه منصوب به « ان » مقدّره مىباشد در جواب امر يعنى « ادعى » و مثال فعل مضارع منصوب بعد از « واو » در جواب استفهام مانند آنچه در قول جرول بن اوس آمده :
ألم اك جاركم و يكون بينى * و بينكم المودّة و الاخاء
يعنى : آيا نبودم من همسايه و در پناه شما با اينكه ميانه من و شما دوستى و برادرى است .
شاهد در « يكون » است كه منصوب به « ان » مقدّره مىباشد در جواب استفهام يعنى « ألم اك » .
و مثال فعل مضارع منصوب بعد از « واو » در جواب تمنّى همچون فرموده حقتعالى : يا ليتنا نردّ و لا نكذّب بآيات ربّنا و نكون من المؤمنين .
( اى كاش ما را به دنيا باز مىگردانيدند تا ديگر آيات خداى خود را تكذيب كرده و بدان ايمان مىآورديم ) .
شاهد در « و لا نكذّب » است كه منصوب به « ان » مقدّره مىباشد در جواب تمنّى يعنى « يا ليتنا » .
سپس شارح گويد :
چنانچه ملاحظه مىشود « واو » در تمام اين امثله به معناى « مع » مىباشد لذا