تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1749

مساهمون:

ص١٧٤٩
در اين مثال « امثال » جمع « مثل » بوده و همان طورى كه ملاحظه مىكنيم جمع قلّه مىباشد . ولى ندرتا بلفظ جمع سالم نيز مىآيد مانند : سبع سماوات ( هفت آسمان ) چه آنكه « سماوات » جمع با الف و تاء است . كما اينكه بندرت جمع مكسّر بلفظ جمع كثره آمده نظير : ثلاثة قروء ( سه پاكى ) كلمه « قروء » جمع « قرء » مىباشد و آن جمع كثره است . مصنّف گويد : و عدد صد هزار را به تميز مفرد اضافه كن و به ندرت تميز صد به صيغه جمع مىآيد . شارح گويد : مقصود اينست كه عدد صد و هزار و آنچه بين ايندو است يعنى دويست و سيصد و چهار صد تا آخر به تمييز مفرد اضافه مىشوند قهرا تميز اين اعداد مفرد و مجرور است مانند : بل لبثت مأة عام ( بلكه درنگ نمودى صد سال ) . شاهد در « عام » است كه مفرد و مجرور بوده و تميز براى « مأة » آمده . و نظير : فلبثت فيهم الف سنة ( پس درنگ و توقّف نمودى در ميان ايشان هزار سال ) . شاهد در « سنة » است كه مفرد و مجرور بوده و تميز براى « الف » آمده . و گاهى بطور قليل و كم تميز اين اعداد منصوب مىآيد مانند آنچه در قول ربيع بن ضبعى فزارى آمده :
اذا عاش الفتى مأتين عاما * فقد ذهب اللّذاذة و الفتاء
يعنى : هرگاه زندگانى كند جوانمرد در مدّت دويست سال ، پس به تحقيق كه رفته است خوشى عيش و جوانى او . شاهد در « عاما » است كه تميز براى « مأتين » آمده و منصوب مىباشد . سپس شارح گويد : همان طورى كه مصنّف گفته بندرت تميز « مأة » و ما بعدش تا هزار به صيغه جمع آمده و چون مضاف اليه قرار مىگيرد بطور مجرور ظاهر مىگردد مانند آيه شريفه ذيل طبق قرائت كسائى :