بياوريم مرحوم ابو طالب در حاشيه فرموده است :
پس معتبر در مثل : رأيت ثلث قتلى من النساء ( ديدم سه كشته از زنان ) تأنيث است يعنى موصوف « ثلث » چون نساء است « ثلاث » را باعتبار آن مذكّر يعنى عكس آوردهايم و به تميز و معدودش كه « قتلى » هست اعتنائى نكردهايم چه آنكه « قتلى » جمع « قتيل » به معناى مقتول بوده و آن مذكّر است .
و در مثال ثلاثة نافلات من الصيام ( سه روزه مستحبى ) تذكير مىباشد .
يعنى موصوف « ثلاثة » چون صيام است « ثلاثة » را باعتبار آن مؤنّث يعنى عكس آوردهايم و به تميز و معدودش كه « نافلات » هست توجّهى ننمودهايم چه آنكه « نافلات » جمع « نافلة » بوده و آن مؤنّث مىباشد .
حكم تميز اسماء عدد از حيث اعراب و افراد و جمع
مصنّف گويد :
تميز اسماء عدد را از سه تا ده جمع و مجرور بياور ، و اكثرا آن را به صيغه جمع قلّه مىآورند .
شارح گويد :
مقصود از « المميّز » تميز اعدادى است كه ذكر شد يعنى تميز از سه تا ده ( با خود ده ) و حاصل آنكه :
تميز اين اعداد را هم مجرور و هم جمع بايد آورد .
وجه مجرور بودن آن اينست كه اعداد را بايد به مميّزشان اضافه كرد و بديهى است كه مضاف اليه بايد مجرور باشد .
لازم بتذكّر است كه تميز اين اعداد غالبا جمع مكسّر بلفظ جمع قلّه مىآيد مانند :
سبع ليال ( هفت شب ) و ثمانية ايّام ( هشت روز ) .
در مثال اوّل « ليال » جمع « ليله » بوده و در مثال دوّم « ايّام » جمع « يوم » مىباشد و هردو جمع قلّه هستند .
و نيز مانند :
من جاء بالحسنة فله عشر امثالها ( كسى كه عمل نيكى مرتكب شود پس ده برابرش به او داده مىشود ) .