و امّا مثال موردى كه مضاف اليه حذف و اصلا در نيّت گرفته نشده نه لفظ آن و نه معنايش همچون قول عبد اللّه بن يعرب :
فساغ لى الشراب و كنت قبلا * اكاد اعضّ بالماء الفرات
يعنى : پس براى من آب گوارا شد در حالى كه قبلا نزديك بود كه به آب خوشگوار گلوگير شوم .
شاهد در « قبلا » است كه مضاف اليهش حذف شده و نه لفظ و نه معنايش منوى است .
و امّا مثال موردى كه لفظ مضاف اليه منوى باشد همچون قول شاعر :
و من قبل نادى كلّ مولى قرابة * فما عطفت يوما عليه العواطف
يعنى : و قبل از جنگ هرپسر عموئى خويشان خود را طلبيد تا وى را يارى كنند پس در هيچ روزى مهربانان براو مهربانى نكردند .
شاهد در « قبل » است كه لفظ مضاف اليهش در نيّت بوده و تقدير كلام و من قبل الحرب مىباشد .
ولى از نظر ما در كلمه « قبل » و آنچه بعد از آن ذكر شده احسن و بهتر همان نظريّهاى است كه اخفش اختيار كرده و مطلقا قبل را معرب دانسته است .
« بعد »
شارح گويد :
كلمه « بعد » نيز مانند « غير » مىباشد بنابراين برطبق تفصيل گذشته مبنى و معرب مىگردد مانند آيهاى كه قبلا گذشت يعنى : للّه الامر من قبل و من بعد .
و نظير : جئت بعد العصر .
كه در اين مثال چون مضاف اليه « بعد » يعنى « العصر » ذكر شده بعد معرب و منصوب مىباشد .
و در آيه شريفه « للّه الامر من قبل و من بعد » كلمه « قبل » و « بعد » مبنى برضمّ قرائت شده و آن بخاطر اينست كه مضاف اليه حذف شده و معنايش در نيّت است .
« حسب »
كلمه « حسب » نيز در آنچه گفتيم مانند « غير » مىباشد مانند :
قبضت عشرة فحسب ( گرفتم دهتا پس كافى است مرا ) .