تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1192

مساهمون:

ص١١٩٢
مىگردد .

مقالهء مصنّف در شرح تسهيل

مصنّف در شرح تسهيل آورده : مبنى شدن « غير » برحركت بخاطر اينست كه اسم بوده و اصل در اسماء اعراب مىباشد لذا حال كه قرار شده مبنى گردد به جهت رعايت اصلش مىبايد آن را برحركت مبنى نمود و اساسا اگر رعايت اصلش لازم نمىبود مىبايست بناء از آن جدا نشود و هميشه مبنى استعمال گردد . و امّا اينكه حركت را ضمّه اختيار كرده‌اند جهتش آنست كه اعراب با بناء مشتبه نشود چه آنكه اگر بناء برغير ضمّه باشد معلوم نيست كه آيا لفظ « غير » مبنى بوده و يا معرب مىباشد . سپس شارح گويد : اينكه مصنّف گفت : ان عدمت الخ يعنى مضاف اليه در كلام معدوم باشد ، قيدى است كه بواسطه‌اش از موردى كه مضاف اليه غير در كلام آمده احتراز حاصل مىشود كما اينكه از صورتى كه مضاف اليه معدوم بوده و در نيّت نيز نمىباشد احتراز گرديده . وجه احتراز آنست كه « غير » در ايندو صورت اخير معرب است بخلاف فرض اوّل كه مبنى مىباشد . سپس شارح گويد : عنقريب مصنّف باينحالت كه غير در آن معرب است تصريح خواهد نمود . و همچنين اگر لفظ مضاف اليه « غير » در نيّت بوده نه معنايش ، « غير » معرب مىباشد چنانچه مصنّف در شرح كافيه اين نكته را گفته است : پس از آن شارح گويد : و به اين قيدى كه من آورده و گفتم : اگر معناى مضاف اليه محذوف در نيّت باشد غير معرب است اينفرض كه لفظ مضاف اليه در نيّت گرفته شود خارج مىگردد . قوله : ما له اضيف : ضمير در « له » به « ما » راجع بوده و كلمه « لام » به معناى « الى » مىباشد و ضمير نائب فاعلى در « اضيف » به غير برمىگردد . قوله : و هو عدم الاستقلال الخ : ضمير « هو » به المعارض راجع است . قوله : و هى نظيرة اىّ : ضمير « هى » به غير عود مىكند .