تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1191

مساهمون:

ص١١٩١
مقاله شارح شارح گويد : كلمه « غير » نظير اىّ است از آنچه در اىّ بيان نموديم در « غير » نيز جارى مىباشد در « اىّ » قبلا گفتيم : در موردى كه مضاف اليهش محذوف بوده و منوى نباشد با اينكه علّت مذكور موجود است معذلك حضرت آن را معرب مىدانند ، بنابراين بهتر آنست كه آنچه اخفش گفته بپذيريم ، وى درباره « غير » گفته است : غير در اينحالت يعنى موردى كه مضاف اليهش محذوف بوده و در نيّت گرفته نشده معرب مىباشد چنانچه ادباء اجماع و اتّفاق نموده‌اند براينكه فتحه غير در اينحالت بطور مطلق و ضمّه آن با تنوين كه البتّه نادرا اينطور مىباشد دو حركت اعرابى هستند . نظريّه ابن هشام ابن هشام گفته است : شرط جواز حذف مضاف اليه « غير » آنست كه لفظ « غير » بعد از « ليس » واقع شود مانند : قبضت عشرة ليس غير كه تقدير آن : قبضت عشرة ليس المقبوض غير ذلك مىباشد يعنى : گرفتم ده‌تائى را كه آنچه گرفته شده غير از آن نمىباشد . در اين مثال كلمه « غير » بعد از « ليس » قرار گرفته لذا همان طورى كه مشاهده مىكنيم مضاف اليهش حذف شده است . و ممكنست تقدير آن : قبضت عشرة ليس غير ذلك مقبوضا باشد . در تقدير اوّل اسم « ليس » حذف شده و غير با مضاف اليهش خبر براى آن مىباشند لذا منصوب است و در تقدير دوّم « غير » با مضاف اليهش اسم « ليس » بوده فلذا مرفوع بايد خوانده شود و خبر « ليس » محذوف مىباشد . سپس شارح گويد : ابن سراج در اصول و غير مباحث اصولى گفته است : كه غير بعد از « لا » قرار گرفته و مضاف اليهش حذف شده و بدين ترتيب مبنى
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1191 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى