مقاله شارح
شارح گويد :
كلمه « غير » نظير اىّ است از آنچه در اىّ بيان نموديم در « غير » نيز جارى مىباشد در « اىّ » قبلا گفتيم :
در موردى كه مضاف اليهش محذوف بوده و منوى نباشد با اينكه علّت مذكور موجود است معذلك حضرت آن را معرب مىدانند ، بنابراين بهتر آنست كه آنچه اخفش گفته بپذيريم ، وى درباره « غير » گفته است :
غير در اينحالت يعنى موردى كه مضاف اليهش محذوف بوده و در نيّت گرفته نشده معرب مىباشد چنانچه ادباء اجماع و اتّفاق نمودهاند براينكه فتحه غير در اينحالت بطور مطلق و ضمّه آن با تنوين كه البتّه نادرا اينطور مىباشد دو حركت اعرابى هستند .
نظريّه ابن هشام
ابن هشام گفته است :
شرط جواز حذف مضاف اليه « غير » آنست كه لفظ « غير » بعد از « ليس » واقع شود مانند :
قبضت عشرة ليس غير كه تقدير آن :
قبضت عشرة ليس المقبوض غير ذلك مىباشد يعنى :
گرفتم دهتائى را كه آنچه گرفته شده غير از آن نمىباشد .
در اين مثال كلمه « غير » بعد از « ليس » قرار گرفته لذا همان طورى كه مشاهده مىكنيم مضاف اليهش حذف شده است .
و ممكنست تقدير آن :
قبضت عشرة ليس غير ذلك مقبوضا باشد .
در تقدير اوّل اسم « ليس » حذف شده و غير با مضاف اليهش خبر براى آن مىباشند لذا منصوب است و در تقدير دوّم « غير » با مضاف اليهش اسم « ليس » بوده فلذا مرفوع بايد خوانده شود و خبر « ليس » محذوف مىباشد .
سپس شارح گويد :
ابن سراج در اصول و غير مباحث اصولى گفته است :
كه غير بعد از « لا » قرار گرفته و مضاف اليهش حذف شده و بدين ترتيب مبنى
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1191
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٩١