مشروط باينكه در زمان با هم متّحد باشند مانند :
لنحيى به بلدة ميتا و نسقيه ( تا زنده كنيم بواسطه آن زمينى را كه مرده است و سيرابش نمائيم ) .
شاهد در عطف « نسقيه » است به « نحيى » و زمان هردو استقبال مىباشد .
البتّه بايد توجّه داشت كه اختلاف آن و از نظر لفظ هيچ مضرّ نمىباشد مانند :
تبارك الّذى ان شاء جعل لك خيسرا من ذلك جنّات تجرى من تحتها الانهار و يجعل لك قصورا .
( بزگوار آن پاك خدائى است كه اگر بخواهد براى تو بهتر از آنچه اين كافران گفتند قرار مىدهد و آن بهشتى است كه زير درختانش نهرها جارى است و در آن بهشت قصرهاى بسيار عالى خاصّ تو قرار خواهد داد ) .
شاهد در عطف « يجعل » است به « جعل » كه زمان هردو استقبال است اگرچه در لفظ با هم اختلاف دارند .
جواز عطف شبه فعل براسم و عكس آن
مصنّف گويد :
عطف كن براسمى كه شبيه فعل است فعل را و عكس آن را نيز استعمال كن كه
مىيابى آن را امرى سهل و آسان .
شارح گويد :
عطف فعل براسم شبيه به فعل همچون فرموده حقتعالى :
فالمغيرات صبحا فاثرن ( و صبحگاه آنها را بغارت گرفتند پس برانگيختند بواسطه آن گرد و غبار را ) .
شاهد در عطف فعل يعنى « اثرن » است به شبه فعل يعنى « مغيرات » كه به صيغه اسم فاعل است .
و عطف اسم برفعل مانند :
يخرج الحى من الميّت و مخرج الميّت من الحىّ ( بيرون مىآورد زنده را از مرده و بيرون آورنده است مرده را از زنده ) .
شاهد در عطف « مخرج » است كه اسم بوده برفعل يعنى « يخرج » .
قوله : اسكن انت و زوجك الجنّة : آيه ( 35 ) از سورهء بقره .