ترجمه و شرح
ذكر يكى از مختصّات « واو » عاطفه
مصنّف گويد :
« واو » منفرد و مختصّ است به عطف كردن عاملى كه محذوف بوده و معمولش باقيمانده است .
شارح گويد :
ضمير « هى » به « واو » راجع بوده و كلمه « مزال » اى محذوف و حاصل كلام آنكه :
يكى از مختصّات « واو » عاطفه اينست : عاملى كه حذف شده و معمولش باقيمانده است را عطف مىكند اعمّ از آنكه معمول آن به حالت مرفوع باقيمانده مانند :
اسكن انت و زوجك الجنّة ( ساكن شو تو و همسرت در بهشت ) .
تقدير آن اسكن انت و لتسكن زوجك الجنّة مىباشد .
پس « واو » عامل محذوف يعنى « لتسكن » را كه معمولش يعنى « زوجك » به حالت مرفوع باقى مانده را به « اسكن » عطف كرده است .
يا منصوب باشد همچون :
و الّذين تبوّؤا الدّار و الايمان .
( و كسانى كه سكنا گرفتند مدينه را و يافتند ايمان را ) .
تقدير آن و الّذين تبوّؤ الدّار و الفوا الايمان مىباشد .
پس « واو » عامل محذوف يعنى « الفوا » را كه معمولش يعنى « الايمان » به حالت منصوب باقى مانده به « تبوّؤ » عطف كرده است .
يا مجرور باشد مثل :
ما كلّ سوداء تمرة و لا بيضاء شحمة .
( هرسياهى خرما نبوده و هرسفيدى پيه نيست ) .
تقدير آن : ما كلّ سوداء تمرة و لا كلّ بيضاء شحمة مىباشد .
پس « واو » عامل محذوف يعنى « كلّ » را كه معمولش يعنى « بيضاء » به حالت مجرور باقى مانده به « كلّ » عطف كرده است .