تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1459

مساهمون:

ص١٤٥٩

وجه عطف محذوف و معطوف نبودن موجود

مصنّف گويد : اين عطف بخاطر دفع توهّمى است كه اجتناب از آن لازمست . شارح گويد : سرّ اينكه در امثله مذكور معطوف آنچه موجود در كلام است نمىباشد اينست كه بدين وسيله توهّمى كه واجب الاجتناب است دفع مىگردد . توهّم مزبور اين است كه در مثال اوّل اينطور توهّم مىشود كه فعل « امر » يعنى « اسكن » اسم ظاهر يعنى « زوجك » را رفع داده است . و در مثال دوّم آنست كه توهّم مىشود « ايمان » متبوء و محلّ فرود آمدن است . و در مثال سوّم توهّم مىشود كه عطف بردو معمولى كه عامل‌هاى مختلف دارند شده است . و چون اين امور توهّمى بيش نبوده و با واقع مطابق نيست براى دفع آن معطوف را عامل محذوف قرار مىدهيم .

جواز حذف متبوع

مصنّف گويد : و حذف متبوعى كه ظاهر و معلوم است را در اينجا جايز بدان . شارح گويد : متبوعى كه ظاهر و معلوم است در باب عطف حذفش مباح و جايز است مانند : و لتصنع على عينى . تقدير آن : لترحم و لتصنع عينى ( تا مورد ترحّم و تربيت شوى برحفظ و نظر من ) . شاهد در حذف « لترحم » است كه بواسطه معلوم و روشن بودن حذف شده است .

عطف فعل برفعل و شرط جواز آن

مصنّف گويد : عطف فعل برفعل صحيح است . شارح گويد :