( إنّك لو دعوتنى و دونى * زوراء ذات مترّع بيون )
لقلت لبّيه لمن يدعونى
قاله فى شرح التّسهيل .
ترجمه و شرح :
سپس مصنّف گويد :
و بعضى از اسماء دائم الاضافه حتمى است كه پهلوى اسم ظاهر در آمدنشان ممتنع مىباشد .
شارح گويد :
بنابراين اسماء مزبور فقط پهلوى ضمير درآمده و به آن اضافه ميشوند اين اسماء عبارتند از :
1 - وحد مانند :
اذا دعى اللّه وحده ( زمانيكه خداوند به تنهائى خوانده شود ) .
در اين آيه شريف كلمه « وحد » به ضمير غائب اضافه شده .
و نظير آنچه در قول عبد اللّه بن عبد الاعلى القرشى آمده :
و كنت اذ كنت الهى وحدكا * لم يك شيئ يا الهى قبلكا
يعنى : خداوندا بودى زمانيكه بودى ، تنها و بىشريك و نبود موجودى پيش از تو اى پروردگار من .
شاهد در « وحد » است كه به « كاف » يعنى ضمير مخاطب اضافه شده و الف آن الف الحاقى است .
و همچنين مانند آنچه در قول ربيع بن ضبيع الفزارى آمده :
و الذئب اخشاه ان مررت به * وحدى و اخشى الرّياح و المطرا
يعنى : اگر به گرگ بگذرم در حالى كه تنها باشم از آن مىترسم و نيز از ايذاء بادها و باران خائف و بيمناك هستم .
شاهد در « وحد » است كه به ضمير متكلّم يعنى « يا » اضافه شده است .
2 - لبّى .
اين اسم اختصاص بضمير غير غائب دارد مانند :
لبّيك ( اجابت بعد از اجابت ) .
و چنانچه ملاحظه مىشود اين اسم به كاف اضافه شده و آن ضمير مخاطب