حكم بعضى از اسماء بملاحظه لزوم اضافه و عدم لزوم اضافه
مخفى نماند كه غالب در اسماء اينست كه هم براى اضافه شدن صلاحيّت داشته و هم براى اضافه نشدن ولى در عين حال برخى از اسماء ممتنع الاضافة هستند همچون :
مضمرات ، اسماء اشاره ، موصولات ، اعلام .
و پارهاى از آنها هميشه اضافه مىشوند :
برخى از اين اسماء لفظا و معنا به كلمه مفرد اضافه ميشوند مانند :
قصارى ( نهايت ) حمادى ( غايت ) لدى ( نزد ) بيد ( غير ) سوى ( غير ) عند ( نزد ) ذى ( صاحب ) اولى ( صاحبان ) .
و برخى ديگر معنا اضافه شده ولى در لفظ منقطع و مفرد از اضافه ذكر ميشوند نظير :
كلّ : چنانچه در فرموده حقتعالى آمده :
و انّ كلّا لمّا ليوفّينّهم ( بدرستيكه حقتعالى تمام را بجزاى نيك و بد خواهد رساند ) .
و بعض : مانند آنچه در كلام حقتعالى وارد شده :
فضّلنا بعضهم على بعض ( برترى داديم برخى را بربعضى ديگر ) .
و اىّ همچون :
أيّا ما تدعو ( هرآنچه را كه بخوانيد . . . ) .
در مثال اوّل كلمه « كلّا » در معنا « كلّهم » بوده و در مثال دوّم « على بعض » على بعضهم مىباشد و در مثال سوّم « ايّا » اىّ اسم مىباشد اگرچه در لفظ منقطع از اضافه آمده است .
قوله : لما به اتّحد : ضمير در « به » به ما و در « اتّحد » به اسم راجع است .
قوله : و اوّل موهما ذلك : مشار اليه « ذلك » اضافه اسم به آنچه كه با آن متّحد است مىباشد .
قوله : للاضافة و الافراد : كلمه « افراد » بكسر همزه در مقابل اضافه است .
قوله : قد يلزمها : ضمير مؤنّث به اضافه راجع است .
قوله : يأتى لفظا مفرد عنها : يعنى منقطعا عن الاضافة .
قوله : و انّ كلّا لمّا ليوفّينهم : آيه ( 111 ) از سوره هود .