« أقريب ما توعدون أم يجعل » . ( و ربّما أسقطت الهمزة إن كان خفا المعنى بحذفها أمن ) نحو « سواء عليهم أنذرتهم » .
( فو اللّه ما أدرى و إن كنت داريا ) * بسبع رمين الجمر أم بثمان
ترجمه و شرح
مصنّف گويد :
با « ام » عطف كن بعد از همزه تسويه يا پس از همزهايكه از لفظ « اىّ » ما را مستغنى مىگرداند .
شارح گويد :
ام بردو قسم است : متّصله و منقطعه .
و هركدام حكم عليحدّه و جداگانهاى دارند كه ذيلا بشرح آنها مىپردازيم :
ام متّصله و حكم آن
حكم « ام متّصله » آنست كه بعد از همزه تسويه يا همزهاى كه ما را از لفظ « اىّ » مستغنى مىگرداند قرار مىگيرد .
همزه تسويه آنست كه داخل برجملهاى مىشود كه مىتوان آن را بجاى مصدر قرار داد مانند :
سواء علنا اجزعنا ام صبرنا ( مساوى است برما جزع نمودن يا صبر كردن ) .
شاهد در « ام » بوده كه بعد از همزه تسويه يعنى « أجزعنا . . . » واقع شده و همان طورى كه در ترجمه آيه متذكّر شديم مىتوان بجاى « جزعنا ام صبرنا » الجزع ام الصبر گذارد پس جمله مذكور در محلّ مصدر قرار گرفته لذا همزه مذكور از قبيل همزه تسويه مىباشد .
و مانند آنچه در قول شاعر آمده :
و لست ابالى بعد فقدى مالكا * أموتى ناء ام هو الآن واقع
يعنى : و باك ندارم پس از نيافتن مالك از اينكه زمان مرگ من دور بوده يا الآن واقع باشد .
شاهد در « ام » بوده كه بعد از همزه تسويه يعنى « أموتى الخ » واقع شده است .
و نظير آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
سواء عليكم ادعوتموهم ام انتم صامتون ( مساوى است برشما خواندنتان ايشان را يا سكوتتان ) .