فى التأنيث إذا رفع ضميره ، و إلّا فعلى التّفصيل السابق فى باب الفاعل ، ( فاقف ما قفوا ) ك « ابنين برّين شج قلباهما » و « امرأتين حسن مرآهما » .
ترجمه و شرح
حكم صفت با موصوف
مصنّف گويد :
لازمست از نظر تعريف و تنكير آنچه بما قبل نعت داده شده به آن نيز اعطاء گردد مانند : امرر بقوم كرم .
شارح گويد :
صفت چه حقيقى بوده و چه سببى از نظر تعريف و تنكير بايد با متبوعش مطابق باشد منتهى اگر نعت را معرفه آورديم لازم و واجب است كه منعوتش از آن اعرف يا مساوى با آن باشد مانند :
امرر بقوم كرم ( بگذر به طائفهاى كه كريم و جوانمرد هستند ) .
شاهد در « كرم » است كه صفت براى « قوم » بوده و در تنكير با هم مطابق و موافقند .
و نظير :
امرر بالرّجل الفاضل ( بگذر به مرد صاحب فضيلت ) .
شاهد در « الفاضل » است كه صفت براى « الرّجل » بوده و در تعريف با هم يكسانند .
مصنّف گويد :
در وقتى كه موصوف ، مفرد و مذكّر يا غير ايندو باشد ، صفت همچون فعل بوده و حكم آن را دارد .
شارح گويد :
مقصود اينست كه اگر موصوف مفرد مذكّر يا غير ايندو يعنى تثنيه و جمع و مؤنّث باشد موصوف از نظر حكم همچون فعل مىباشد يعنى :
اگر ضمير موصوف كه در آن مستتر است را رفع داد بايد در تثنيه و جمع با موصوف موافق باشد و در صورتى كه اسم ظاهر يا ضمير بارز را رفع دهد لازم نيست در امور مذكور با موصوف تطابق داشته باشد مگر بنابر لغت « اكلونى البراغيث » كه با وجود ظاهر بودن فاعل فعل را در افراد و تثنيه و جمع با فاعلش موافق مىآورند .