تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1345

مساهمون:

ص١٣٤٥
حال اگر اسم تفضيل از الف و لام و اضافه مجرّد نبود « من » را با آن نمىآورند . سؤال در برخى از اشعار و كلمات فصحاء ديده شده با اينكه اسم تفضيل با الف و لام هست معذلك كلمه « من » نيز بدنبالش آمده مانند آنچه در قول ميمون بن قيس آمده :
و لست بالاكثر منهم حصىّ * و انّما العزّة للكاثر
يعنى : اى علقمه نيستى بيشتر از ايشان از حيث عدد و شماره و همانا عزّت و غلبه براى جمعيّت صاحب كثرت مىباشد . شاهد در « الاكثر » است با اينكه الف و لام دارد بعد از آن كلمه « من » آمده است . جواب با اين بيت نمىتوان قاعده مذكور را نقض نمود چه آنكه كلمه « من » در اين بيت براى بيان جنس است نه ابتداء غايت و ما گفتيم اگر اسم تفضيل با الف و لام يا مضاف اليه همراه باشد « من » ابتداء غايت بدنبالش در نمىآيد . مصنّف گويد : و اگر اسم تفضيل به نكره اضافه شد يا مجرّد آمد لازم است به صيغه مفرد مذكّر ذكر گردد . شارح گويد : مقصود اينست كه اگر اسم تفضيل به نكره اضافه شده يا از اضافه و الف و لام مجرّد بود لازم است آن را به صيغه مفرد مذكّر بياورند اگرچه موصوف بر خلاف آن باشد مانند : ليوسف و اخوه احبّ الى ابينا منّا ( همانا يوسف و برادرش نزد پدرمان از ما محبوب‌تر هستند ) . شاهد در « احبّ » است كه از الف و لام و اضافه مجرّد بوده لاجرم مفرد مذكّر آمده اگرچه موصوف تثنيه است يعنى ( يوسف و اخوه ) . و نظير : قل ان كان آبائكم و ابنائكم تا آنجا كه فرموده : احبّ اليكم ( بگو اگر باشند پدران و فرزندانتان . . تا آنجا كه مىفرمايد : محبوبترند نزد شما ) . در اين آيه شريفه كلمه « احبّ » چون مجرّد از الف و لام و اضافه مىباشد با