اخفش نحوى نقل نموده كه برخى از اعراب بواسطه « نعم » نكره را رفع مىدهند اعم از آنكه مفرد بوده يا اضافه شده باشد و به عبارت ديگر :
اين طائفه از اعراب معتقدند كه فاعل « نعم » را مىتوان نكره آورد چه اضافه شده و چه مفرد باشد .
مصنّف گويد :
جمع نمودن بين تمييز و فاعلى كه اسم ظاهر است على المشهور مورد اختلاف است .
شارح گويد :
مقصود اينست كه طبق آنچه مشهور شده جمع بين تمييز و فاعلى كه اسم ظاهر است از نظر ادباء اختلافى مىباشد مانند : نعم الرّجل رجلا ( خوب است مرد از حيث مرد بودن ) .
سيبويه و سيرافى آن را ممنوع دانستهاند و دليلشان اينست كه :
فاعل وقتى اسم ظاهر بود به نفس ظهورش از تمييزى كه مبيّن آنست مستغنى مىباشد و به تعبير ديگر :
اسم ظاهر ابهامى ندارد كه محتاج به تمييز باشد لذا ذكر تمييز بعد از آن از قبيل آوردن چيزى است كه احتياجى به آن نمىباشد و در واقع آوردنش لغو و بىجا است .
مبرّد نحوى قائل به جواز آن شده و مصنّف نيز همين نظريّه را قائل شده و گفته است :
وجه جواز اينست كه تمييز لازم نيست هميشه براى رفع ابهام بيايد بلكه گاهى آن را به منظور تأكيد مىآورند چنانچه قبلا گفته شد و از همين قبيل است قول جرير بن عطيّه :
و التّغلبيون بئس الفحل فحلهم * فحلا و امّهم زلّاء منطيق
يعنى : و طائفه منسوب به قبيله تغلب بد مردمانى هستند ، مردانشان از حيث مرد بودن و زنها و مادرهايشان دنبه لاغر و بالش بركپلهاى خود مىگذارند تا خود را برمردم چاق و سمين بنمايانند .
شاهد در « فحلّا » است كه تمييز بوده و مؤكّد براى « فحلّا » مىباشد .
و مانند فرموده ابو طالب عليه السلام :
و لقد علمت بانّ دين محمّد « ص » * من خير اديان البريّة دينا