الموت » بوده و مجرور به « باء » مىباشد بايد همزهاش را مفتوح خواند .
ز : آنكه تابع باشد براى يكى از اين موارد مانند فرموده حقتعالى :
و اعلموا انّ اللّه يحول بين المرء و قلبه و انّه اليه تحشرون .
شاهد در « انّه اليه تحشرون » است كه معطوف بر « انّ اللّه الخ » بوده و چون معطوف عليه در محلّ مفعول است لذا معطوف را بايد بفتح همزه خواند .
سپس مصنّف گويد :
و در غير آن همزه را بايد كسره داد .
شارح گويد :
يعنى در غير موارد مزبور كه بجاى « ان » مصدر قرار مىگيرد واجب است همزه را كسره داد و مصنّف از غير موارد مذكور پرده برداشته و مىگويد :
پس كسره بده « انّ » را در ابتداء و آغاز صله و در جائى كه مكمّل و متمّم معناى قسم باشد .
شارح مىگويد :
موارد وجوب كسر انّ عبارتند از :
الف : زمانيكه در ابتداء كلام قرار گيرد مانند فرموده حقتعالى : انّا انزلناه و نيز اجلس حيث انّ زيدا جالس .
( بنشين در جائى كه زيد نشسته است ) .
و همچنين مانند : جئتك اذا انّ زيدا امير .
( آمدم نزد تو زمانيكه زيد امير بود ) .
ب : در وقتى كه ابتداء صله قرار بگيرد مانند فرموده حقتعالى : و آتيناه من الكنوز ما انّ مفاتحه لتنوء بالعصبة اولى القوّة .
( ما از گنجها آنقدر به قارون داديم كه حمل كليدهاى آنها صاحب قوّت را خسته مىكرد ) .
شاهد در « انّ مفاتحه الخ » بوده كه چون در صدر صله براى « ما » واقع شده بايد بكسر همزه قرائت شود .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 578
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٧٨