ربّما يودّ الّذين كفر ( بسا دوست دارند كسانى كه كفر ورزيدند ) .
و مانند آنچه در قول ابى داود آمده :
ربما الجامل المؤبّل فيهم * و عنا جيج بينهنّ المهار
يعنى : بسا قطعههاى شترانى با صاحبان آنها كه مهيّا شده بودند براى خرج دادن و پذيرائى و اسبهاى نجيبى كه در ميان ايشان بود كرّههايشان .
شاهد در « رب » است كه بعد از ملحق شدن ماء كافه برسر جمله اسميّه يعنى الجامل الخ درآمده است .
و همچنين مانند آنچه در قول نهشل بن حرّى آمده :
اخ ما جد لم يخزنى يوم مشهد * كما سيف عمرو لم تخنه مضاربه
يعنى : آن مالك برادرى است بزرگوار و اين صفت دارد كه در روز نبرد نزد حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام ذليل و رسوا نكرد من را همچنانكه شمشير عمرو بن معدى كرب خيانت و كندى نكرد تيزىهاى دم او در وقتى كه زد بكمر شتر و او را دو نيمه نمود .
شاهد در « كما » است كه « ما » كاف را از عمل بازداشته است .
سپس مصنّف گويد :
و گاهى پهلوى اينحروف « ما » درآمده در حالى كه جرّ آنها محفوظ بوده و عملشان را در مابعد انجام مىدهند .
مانند آنچه در قول مضمرة بن ضمره نهشلى آمده :
ماوى يا ربّما غارة * شعواء كاللّذعة بالميسم
يعنى : اى معاويه آگاه باش چه بسيار غارت كردن پراكندهاى كه مثل سوزش بآلت داغ است .
شاهد در « ربّما » است كه با الحاق « ما » به ربّ عملش محفوظ مانده و غارة مجرور آمده است .
و نيز مانند آنچه در قول عمرو بن البراقه نهمى آمده :
و ننصر مولانا و نعلم انّه * كما النّاس مجروم عليه و جارم