صورتى كه زمان آنها حاضر باشد به معناى فى يعنى ظرف هستند .
سپس مصنّف گويد :
و بعد از « من و عن و باء » كلمه « ما » زائد واقع مىشود پس عمل اينكلمات كه جرّ باشد محفوظ بوده و از بين نمىرود .
شارح گويد :
كلمه « لم يعق » در عبارت مصنّف يعنى : لم يكف عن عمل قد علما .
و عمليكه قبلا معلوم شد عبارتست از جرّ مانند :
ممّا خطيئاتهم : ( از جهت خطاها و گناهانشان ) .
و مانند : عمّا قليل و فيما نقضهم .
در اين سه آيه كلمه « ما » بعد از من ، عن و باء زائده واقع شده
مصنّف در شرح كافيه گفته :
و گاهى كلمه « ما » با « با » افاده تقليل مىكند و آن لغت قبيله هذيل مىباشد .
سپس مصنّف در اينجا مىگويد :
و كلمه « ما » بعد از « رب » و « كاف » زائده واقع شده و ايندو حرف را از عمل جرّ بازمىدارد .
شارح گويد :
و در اين هنگام آنها را برسر جمل درمىآورد مانند آنچه در قول جذيمة الابرش آمده :
ربما اوفيت فى علم * ترفعن ثوبى شمالات
چه بسيار كه مشرف شدم و برآمدم بركوهى كه بالا مىبرد جامههاى مرا بادهاى شمال .
شاهد در « ربّ » است كه بعد از دخول ماء كافه برسر جمله فعليه يعنى اوفيت داخل شده .
و مانند :