تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1099

مساهمون:

ص١٠٩٩
و انّى لتعرونى لذكراك هزّة * كما انتقض العصفور بللّه القطر
يعنى : و هرآينه بخاطر ياد آوردن تو مرا نشاط و لرزشى فرامىگيرد همچون لرزشى كه به گنجشگ دست مىدهد در وقتى كه باران آن را تر كرده باشد . شاهد در « لذكراك » است كه « لام » در آن به معناى تعليل مىباشد . و همانطورى كه مصنّف گفته گاهى نيز « لام » زائده واقع مىشود . و بايد توجّه داشت كه زائده آمدن لام يا به منظور تأكيد است مانند آنچه در قول مسلم بن معبد اسدى آمده :
فلا و اللّه لا يلفى لمابى * و لا للمابهم ابدا دواء
يعنى : قسم به خدا كه يافت نميشود براى آندردى كه در ما است و نه از براى دردى كه در اينجماعت است دوائى . شاهد در « للما » است كه لامش زائده بوده و براى تأكيد مىباشد . و يا براى تقويت مىباشد . و منظور از « تقويت » معنائى است بين تعديه و زيادى مانند : ان كنتم للرّؤيا تعبرون ( اگر مىتوانيد خواب را تعبير كنيد ) . شاهد در « للرّؤيا » است كه لام در آن براى تقويت است . و نيز نظير : فعّال لما يريد ( انجام‌دهنده است آنچه را كه اراده مىكند ) . شاهد در « لما يريد » است كه لام در آن براى تقويت مىباشد . مصنّف در شرح كافيه گفته : لام تقويت را بدنبال فعلى كه متعدّى به دو مفعول است نبايد آورد و تنها اين عمل نسبت به افعال يك مفعولى جريان دارد چه آنكه آوردن لام مزبور بدنبال افعال دومفعولى امكان‌پذير نيست و جهتش آنست كه يا لام زائده را بايد برسر هردو مفعول درآورد يا تنها برسر يكى از آنها داخل نمود . فرض اوّل كه معهود نيست و در صورت دوّم نيز لام را برسر هركدام از