( اجتناب و دورى كنيد از پليدى كه عبارت باشد از بتها ) .
شاهد در « من الاوثان » است كه « من » به معناى بيان جنس مىباشد .
و نظير :
سبحان الّذى اسره بعبده ليلا من المسجد الحرام .
( منزّه است خداوندى كه بندهاش را سير داد شبى از مسجد الحرام ) .
شاهد در « من المسجد الحرام » است كه « من » در آن به معناى ابتداء مكان مىباشد .
مصنّف گويد :
و گاهى اينكلمه يعنى « من » براى ابتداء در ازمان مىآيد .
شارح گويد :
همچون فرموده حقتعالى :
لمسجد اسّس على التّقوى من اوّل يوم .
( همانا مسجدى كه بنيانش برتقوى و پرهيزكارى نهاده شده از اوّلين روز ) .
شاهد در « من اوّل يوم » است كه « من » در آن به معناى ابتداء زمان مىباشد .
علماء اهل بصره باستثناى اخفش آمدن « من » به معناى ابتداء زمان را نفى كردهاند ولى بعقيده ما مذهب اخفش صحيح است زيرا در عبارات صحيحه شنيده شده كه « من » باينمعنا آمده است .
سپس مصنّف گويد :
« من » در كلام منفى و شبه آن زائده واقع شده و بنكره جر مىدهد مانند :
ما لباغ من مفرّ .
شارح گويد :
از نظر ما اينمعنا ثابت است كه كلمه « من » در نفى و شبه آن يعنى
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1092
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٩٢