را منع كردهاند ولى من آن را ممنوع نمىدانم زيرا در كلمات تقدّم حال برچنين ذو الحالى وارد شده .
شارح گويد :
اگر ذو الحال مجرور به حرف جرّ باشد در بين ادباء راجع بحكمش اختلاف است :
بسيارى از نحاة سبقت حال و تقدّمش برآنرا ممنوع دانسته همانطورى كه اگر مجرور باضافه باشد حكمش چنين است ولى مصنّف بهمراهى و موافقت ابو على فارسى و ابن كيسان و ابن برهان آن را ممنوع ندانستهاند .
مصنّف در همينباره مىگويد :
من از تقدّم حال برچنين ذو الحالى اباء ندارم زيرا در كلام فصيح وارد شده از جمله در فرموده حقتعالى :
و ما ارسلناك الّا كافّة للنّاس ( ما ترا نفرستاديم مگر براى تمام مردم ) .
شاهد در « كافّة » است كه حال بوده و برذو حال با اينكه مجرور به حرف جرّ است مقدّم شده .
و نيز مانند قول شاعر :
اذا المرء اعيته السّيادة ناشيا * فمطلبها كهلا عليه شديد
يعنى : زمانيكه بزرگى و آقائى مرد را در حالت مستى جوانى خسته و ناتوان كردفه باشد پس خواستن آن بزرگى در حالت ضعف و پيرى بسيار سخت و دشوار است برآنمرد .
شاهد در « كهلا » است كه حال بوده و برذو الحال يعنى ضمير مجرور در « عليه » مقدّم شده با اينكه ذو الحال مجرور به حرف جرّ مىباشد .
قائلين بمنع ايندو مثال را تأويل برده و جواب مستدلّين را دادهاند :
امّا راجع به آيه گفتهاند :
كلمه « كافّة » حال است از كاف در « ارسلناك » و تائى كه به « كافّة » متّصل است براى مبالغه مىباشد و تقدير كلام چنين است :