تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1024

مساهمون:

ص١٠٢٤
را منع كرده‌اند ولى من آن را ممنوع نمىدانم زيرا در كلمات تقدّم حال برچنين ذو الحالى وارد شده . شارح گويد : اگر ذو الحال مجرور به حرف جرّ باشد در بين ادباء راجع بحكمش اختلاف است : بسيارى از نحاة سبقت حال و تقدّمش برآنرا ممنوع دانسته همانطورى كه اگر مجرور باضافه باشد حكمش چنين است ولى مصنّف بهمراهى و موافقت ابو على فارسى و ابن كيسان و ابن برهان آن را ممنوع ندانسته‌اند . مصنّف در همين‌باره مىگويد : من از تقدّم حال برچنين ذو الحالى اباء ندارم زيرا در كلام فصيح وارد شده از جمله در فرموده حقتعالى : و ما ارسلناك الّا كافّة للنّاس ( ما ترا نفرستاديم مگر براى تمام مردم ) . شاهد در « كافّة » است كه حال بوده و برذو حال با اينكه مجرور به حرف جرّ است مقدّم شده . و نيز مانند قول شاعر :
اذا المرء اعيته السّيادة ناشيا * فمطلبها كهلا عليه شديد
يعنى : زمانيكه بزرگى و آقائى مرد را در حالت مستى جوانى خسته و ناتوان كردفه باشد پس خواستن آن بزرگى در حالت ضعف و پيرى بسيار سخت و دشوار است برآنمرد . شاهد در « كهلا » است كه حال بوده و برذو الحال يعنى ضمير مجرور در « عليه » مقدّم شده با اينكه ذو الحال مجرور به حرف جرّ مىباشد . قائلين بمنع ايندو مثال را تأويل برده و جواب مستدلّين را داده‌اند : امّا راجع به آيه گفته‌اند : كلمه « كافّة » حال است از كاف در « ارسلناك » و تائى كه به « كافّة » متّصل است براى مبالغه مىباشد و تقدير كلام چنين است :