خوانده تا حال باشد و امّا بنابر قرائت آنان كه آن را مرفوع خوانده و صفت براى « كتاب » دانستهاند آيه از محلّ استشهاد خارج است .
و نيز اگر بواسطه اضافه تخصيص خورده باشد تنكيرش جايز است مانند :
فى اربعة ايّام سواء للسّائلين .
( در چهار روز در حالى كه براى سؤالكنندهگان مساوى است ) .
شاهد در « اربعة » است كه ذو الحال بوده و چون بواسطه اضافه شدن به « ايّام » تخصيص خورده تنكيرش جايز است .
و همچنين اگر بعد از نفى يا نهى و يا استفهام قرار گيرد مىتوان آن را نكره آورد .
امّا بعد از نفى مانند آنچه در آيه شريفه ذيل آمده :
و ما اهلكنا من قرية الّا و لها كتاب معلوم
( ما هيچ قريه و طائفهاى را هلاك نكردهايم مگر آنكه برايشان كتاب و برهانى آشكار قرار داديم ) .
شاهد در « قرية » است كه ذو الحال بوده و چون بعد از ماء نافيه واقع شده نكره آمده است .
و امّا بعد از نهى نظير آنچه در مثال ذيل آمده :
لا يبغ امرؤ على امرئ مستسهلا .
شاهد در « امرؤ » است كه ذو الحال بوده و چون بعد از لاء ناهيه قرار گرفته نكره آمده است .
و امّا بعد از استفهام مثل آنچه در قول شاعر طائى آمده :
يا صاح هل حمّ عيش باقيا فترى * في نفسك العذر فى ابعادها الأملا
يعنى : اى صاحب آيا مقدّر شده است زندگانى در حالى كه باى است هميشه پس مىبينى در نفس خود عذر خواستن را دور و طولانى گردانيدن آن نفس آرزوى را .