كلمه « ركضا » مصدر است و آن دويدن بسرعت را گويند پس نوعى از مجئ بوده كه عامل در آن مىباشد .
و مصنّف و فرزندش مىگويند :
مصدر نكره در موارد ذيل وقوعش قياسى است :
1 - بعد از كلمه « امّا » مانند : امّا علما فعالم .
2 - بعد از خبرى كه مبتداء به آن تشبيه شده مانند :
زيد زهير شعرا ( زيد مانند زهير است در حالى كه شاعر است ) .
3 - بعد از خبرى كه الف و لام دالّ بركمال برسرش داخل شده باشد مانند :
انت الرّجل علما ( تو مرد هستى در حالى كه عالم مىباشى ) .
قوله : خلافا ليونس و البغداديّين مطلقا : كلمه « مطلقا » يعنى چه حال متضمّن معناى شرط بوده و چه نباشد .
قوله : سماعا مطلقا : كلمه « مطلقا » يعنى چه نوعى از عامل بوده و چه نباشد بعد از كلمه امّا و مبتدائيكه به خبرش تشبيه شده و خبرى كه الف و لام كمال دارد واقع شود يا چنين نباشد .
متن : « 338 »
و لم ينكّر غالبا ذو الحال ان * لم يتأخّر أو يخصّص أو يبن
تجزيه و تركيب
واو : به معناى استيناف .
لم : حرف جازم ، عامل ، مبنى .
ينكّر : فعل مضارع ، مفرد ، مذكّر ، غائب ، ثلاثى مزيد ، باب تفعيل ، مجهول .
غالبا : حال است از نائب فاعل لم ينكّر يعنى « ذو الحال » .