تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1016

مساهمون:

ص١٠١٦
شرط است و تقدير آن : يجب اكرام زيد به شرط كونه عالما ، مىباشد . و بهرتقدير بعقيده ما حال مطلقا بايد نكره باشد لذا اگر در موردى لفظا معرفه بود لازم است معتقد باشى كه در معنى نكره است مانند : اجتهد وحدك ( كوشش كن در حالى كه تنها هستى ) . تقدير آن : اجتهد منفردا مىباشد يعنى اگرچه « وحدك » معرف باضافه بوده و در لفظ معرفه است ولى از حيث معنا نكره مىباشد . و نيز مانند : جاؤا الجمّ الغفير ( آمدند در حالى كه جمعيّت بسيارى بودند ) . شاهد در « الجمّ » است كه معرفه بوده و حال واقع شده ولى در معنا نكره است چون تقدير آن « جاؤا جميعا » مىباشد . و نيز مانند : جائت الخيل بداد . ( آمدند اسبها در حالى كه متفرّق و پراكنده بودند ) . شاهد در « بداد » است كه علم جنس بوده و بدين ترتيب در لفظ معرفه است ولى معنا نكره مىباشد زيرا تقدير آن : جائت الخيل مبدّدة است . سپس مصنّف گويد : مصدرى كه نكره است بسيار ديده شده كه حال قرار گرفته نظير كلمه « بغتة » در مثال « زيد طلع بغتة » . شارح گويد : حال واقع شدن مصدر نكره از نظر سيبويه مطلقا سماعى است مانند كلمه « بغتة » در مثال : زيد طلع بغتة ( زيد ظاهر شد ناگهان ) . شاهد در « بغتة » است كه مصدر بوده و حال واقع شده است و تقدير آن : مباغتا مىباشد يعنى به معناى وصف بايد اخذ شود . و بعقيده مبرّد قياسى است به شرطى كه نوعى از فعل و عاملش باشد مانند : جئت ركضا ( آمدن در حال دويدن ) .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1016 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى